مجال

وبلاگ مجال؛ محمد تقي خرسندي

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك
الحجة بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعة
و في كل ساعة
وليا و حافظا
و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا
حتي تسكنه ارضك طوعا
و تمتعه فيها طويلا
برحمتك يا ارحم الراحمين



لوگوي وبلاگ من: وبلاگ محمد تقي خرسندي



آمار بازديد

محمد  تقي خرسندي

آرشيومطالب وبلاگ


بسم رب المهدي المنتظر

سرانجام پس از يك ماه جنگ اسرائيل عليه لبنان، شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه اي را به منظور آتش بس هرچه سريعتر تصويب نمود. عليرغم آنچه در بسياري از روزنامه ها منتشر شد، متن واقعي و دقيق قطعنامه به شرح ذيل مي باشد:

1-   شوراي امنيت سازمان ملل، با نگاه به تمام قطعنامه هاي قبلي صادر شده از سوي اين نهاد در مورد لبنان، اعلام مي دارد كه بايد هر چه سريعتر آتش بس بين لبنان و اسرائيل برقرار گردد. در صورت صلاحديد آمريكا، از اين پس فقط اسرائيل مي تواند به طور يك جانبه اين آتش بس را لغو نمايد.

2-   با توجه به خسارات فراوان ناشي از يك ماه جنگ، هر كدام طرفين ملزم به پرداخت خسارات طرف مقابل مي باشد. بدين معني كه اسرائيل به دليل نابود كردن سه قبضه كلاشينكف از حزب الله لبنان مجبور به پرداخت 122 دلار مي باشد. لبنان نيز به دليل نابودي بيش از 100 تانك مركاوا و 4 ناو پيشرفته و 2 جنگنده آمريكايي و 30 دستگاه بولدوزر، جمعا 23 ميليارد و 459 ميليون دلار جريمه خواهد شد. همچنين هزينه هاي پرواز هواپيماهاي اسرائيلي و بمب هاي مورد استفاده قرار گرفته نيز بر عهده لبنان خواهد بود. صورتحساب، متعاقبا ارسال خواهد شد.

3-   شوراي امنيت، ضمن حمايت كامل از لبنان اعلام مي دارد كه به منظور پايان دادن به خسارت هاي وارده به لبنان، به ازاي هر تانك مركاواي نابود شده، بايد يكي از شهرهاي لبنان به اسرائيل اهدا گردد. در صورت كم آمدن شهرهاي لبنان، از شهرهاي سوريه، عراق و ايران استفاده خواهد شد.

4-   به منظور حمايت كامل از لبنان و ممانعت از تكرار حوادث اينچنيني، لبنان موظف به خلع سلاح حزب الله مي باشد تا در حملات بعدي اسرائيل، جنگ بيشتر از 6 روز طول نكشد و خسارات وارده كمتر باشد.

5-   شوراي امنيت، حمايت كامل از محيط زيست لبنان را وظيفه خود مي داند. لذا با توجه به آن كه لبنان يكي از پالايشگاه هاي خود را بر سر راه موشك هاي اسرائيلي طراحي كرده و با از بين رفتن اين پالايشگاه، خسارات جبران ناپذيري به محيط زيست لبنان وارد شده، كليه پالايشگاه هاي لبنان به اسرائيل انتقال داده خواهد شد و لبنان حق احداث پالايشگاه جديدي ندارد. بديهي است هزينه انتقال پالايشگاه ها به اسرائيل و احداث آنها بر عهده دولت لبنان خواهد بود.

6-   ايران بايد كليه فعاليت هاي غني سازي خود را به حالت تعليق دائم دربياورد. هر كس كه به اين بند و قرار گرفتن آن در اين قطعنامه معترض باشد، جنايتكار جنگي محسوب شده و رژيم اسرائيل مجاز است كه بدون هيچ محاكمه اي وي را در ليست ترور خود قرار دهد. خنده هم نداره.

7-   ضمن محكوم كردن رژيم صهيونيستي و به منظور جلوگيري از اتفاقات مشابه، اسرائيل متعهد مي شود كه از اين به بعد برنامه حمله خود به لبنان را از قبل به سازمان ملل اعلام كند تا اين سازمان فكري به حال نيروهاي خودش بكند. بديهي است در اين صورت، سازمان ملل هم متعهد مي شود كه در صورت شكست اسرائيل، هر چه سريعتر قطعنامه اي را براي پايان جنگ صادر كند و نگذارد اسرائيل يك ماه خود را به آب و آتش زده و اين همه تلفات بدهد.

8-   به منظور پايان دادن به كشمكش بر سر مساله حاكميت بر نواحي، نمايندگاني از شوراي امنيت در مورد مناطق مورد اختلاف لبنان و اسرائيل تصميم گيري خواهند نمود. مناطقي كه توسط سازمان ملل در مورد حاكميت آنها تصميم گيري خواهد شد، عبارتند از: مزارع شبعا، نوار غزه، بيت المقدس، بيروت، سوريه، درياي مديترانه، خاور ميانه و هر جاي ديگري كه اسرائيل عشقش بكشد.

9-   دبير كل سازمان ملل به جون مامانش اينا قسم مي خورد كه بر اجراي دقيق اين قطعنامه نظارت كامل داشته باشد و در صورت نقض آن از سوي هر يك از طرفين تخاصم، لبنان را محكوم نمايد.

***

شكر نعمت: بالاخره اين جنگ با پيروزي حزب الله لبنان تمام شد. الحمدلله. كاش بقيه مسلمانان درس مي گرفتند.

***

عمو تقي: اين فاطمه ما خيلي باحاله. هر بلايي سرش مي آري، صداش در نمي آد. اما واي به حال لحظه اي كه احساس گرسنگي بكنه. حتي يك ثانيه هم تحمل نمي كنه. چنان سر و صدايي راه ميندازه كه بيا و ببين. اصلا حالت وسطي وجود نداره.

***

ته مجاله: نمي دانم چرا رسانه ها به قطعنامه سازمان ملل نمي پردازند. متن قطعنامه كاملا به نفع اسرائيل است. فقط يك بار در روزنامه كيهان، به قلم شريعتمداري به اين مساله پرداخته شد. به قول نصرالله، چيزي كه اسرائيل با جنگ به دست نياورد، با قطعنامه به دست آورد.

پنجشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۱۱:٥٧ ‎ق.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

دانشمندان جمهوري اسلامي ايران در هفته گذشته موفق شدند كه نخستين گوسفند شبيه سازي شده در ايران را به دنيا بياورند و بدين ترتيب جمهوري اسلامي ايران به جمع كشورهاي داراي تكنولوژي شبيه سازي بپيوندد. هرچند اين حيوان شبيه سازي شده، لحظاتي پس از تولد جان خود را از دست داد، اما اين پيشرفت علمي ايران، واكنش هاي مختلفي را در عرصه بين المللي برانگيخت.

نخست وزير يك كشور جعلي در خاورميانه از مجامع بين المللي خواست كه هرچه سريعتر مانع اقدامات آتي ايران در زمينه شبيه سازي شوند. وي كه كشورش داراي چهارمين ارتش مجهز دنياست و با اين حال مدت 1 ماه است در مقابل يك گروه شبه نظامي زمين گير شده ، با اشاره به الگو گيري اين گروه از ايران گفت: «ايران به دنبال شبيه سازي انسان است. ما با پشتيباني قوي ترين ارتش جهان نيز از پس يك گروه علاقمند به ايران برنيامده ايم، چه برسد به اين كه ايران بخواهد با شبيه سازي انسان، گروه هاي ديگري از اين دست ايجاد كند.»

آژانس بين المللي گوسفندهاي شبيه سازي شده نيز با اشاره به انتشار گزارش هايي مبني بر وجود آلاينده هايي در اين گوسفندها، تهديد كرد كه در صورت عدم تعليق كامل شبيه سازي گوسفند در ايران، پرونده اين كشور را به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع خواهد داد.

در همين حال رييس جمهور يك كشور داراي تكنولوژي شبيه سازي با اشاره به نظرات دانشمندان كشورش در مورد توانمندي هاي ايران گفت: «همه تحقيقات نشان مي دهد كه با توجه به آب و هوا، منابع آبي و زمين هاي كشاورزي گسترده در ايران، استفاده از گوسفند معمولي، بسيار ارزان تر از گوسفند شبيه سازي شده تمام خواهد شد و بنابراين هيچ توجيه منطقي براي شبيه سازي گوسفند در ايران وجود ندارد.» وي به خطرات احتمالي اقدامات ايران براي كشور جعلي خاورميانه اشاره كرد و گفت ما در هر صورت از اين كشور مجعول حمايت خواهيم كرد.

وزير خارجه اين كشور نيز با اشاره به خطرات احتمالي افزايش ايرانيان از طريق شبيه سازي انساني در آينده اي نه چندان دور، گفت: «اگر ايران واقعا خواهان شبيه سازي گوسفند است و قصد شبيه سازي انسان را ندارد، كشور ما حاضر است كه تعداد زيادي گوسفند را در اختيار جمهوري اسلامي قرار دهد.» وي با اشاره به توانمندي فوق العاده كشورش در توليد "گوسفند" افزود: «البته ايران بايد لاشه هاي اين گوسفندان را نيز به كشورش تحويل دهد تا مبادا از پسماندهاي آنها جهت مسائل نظامي استفاده كند.»

***

عمو تقي: يكي از نكات جالب در مورد كودكان، حرف زدن بزرگترها با آنهاست. بزرگترها جوري با نوزادان صحبت مي كنند كه انگار آنها حرف ها را به خوبي متوجه مي شوند. اين مساله ربطي به مليت و زبان و ... هم ندارد. هر كس كه يك نوزاد را ببيند سعي مي كند با وي حرف بزند. به قول يكي از دوستان، كودكان زبان مشترك مردم دنيا هستند.

***

شكر نعمت: مقاومت حزب الله در برابر لبنان از يك ماه هم گذشت. كشته هاي ارتش اسرائيل از شهداي حزب الله هم بيشتر است. الحمدلله

***

ته مجاله: خدمت دوستاني كه نسبت به مطالب اخير من اعتراض دارند يا اين كه مي گويند چرا مدتي است كه فقط طنز مي نويسم، عرض كنم كه مدتي است يك ستون طنز در يكي از روزنامه هاي كثيرالانتشار كشور به صورت هفتگي به من داده شده است. از آنجايي كه مي خواهم سبك اين ستون تقريبا ثابت باشد و همچنين با توجه به حجم كاري، در يك هفته بيش از يك مطلب نمي توانم بنويسم، خود به خود مطالب اخير وبلاگ همگي طنز و سبك ثابت پيدا كرده است. البته بي مزه بودن برخي مطالب هم قبول. به هر حال طول مي كشد تا جا بيفتم.

جمعه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۳:۳۸ ‎ب.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

صبح روز سه شنبه، خيابان امام خميني تهران 6 متر نشست كرد و اين امر موجب آب گرفتگي ايستگاه متروي امام خميني و اختلال در رفت و آمد قطارهاي مترو شد. در حالي كه در اولين ساعات وقوع حادثه، علت وقوع آن تركيدگي لوله آب عنوان شده بود، ساعاتي بعد اعلام شد كه نشست خيابان بر اثر ساخت راهروي زيرگذر مترو به سمت ضلع شمال شرقي ميدان بوده است. اين ضد و نقيض گويي هاي رژيم باعث شد كه گمانه هاي ديگري در اين مورد مطرح گشته و به شدت قوت بگيرند.

وزير خارجه زن و سياهپوست يكي از كشورهاي آمريكاي شمالي در نخستين موضع گيري خود اعلام كرد كه احتمال وجود يك مجتمع آب سنگين مخفي در مركز پايتخت مهمترين كشور خاورميانه وجود داشته باشد. وي با اشاره به گفته هاي شاهدان عيني و عكس هاي تهيه شده توسط ماهواره هاي جاسوسي كشور خود گفت: «در محل نشست خيابان يك لوله آب و مقداري آب ديده مي شود. با توجه به اين كه اين مقدار آب معمولي نمي تواند باعث نشست خيابان شود، حتما اين آب خيلي سنگين بوده. از طرفي با توجه به اين كه حمل و نقل آب سنگين در مسيرهاي طولاني، با توجه به وزن آن اقتصادي نمي باشد، به نظر مي رسد كه مجتمع توليد اين آب بايد در نزديكي همين خيابان باشد.» وي با اشاره به فعاليت هاي زير زميني تهران در خط 3 متروي ميدان امام خميني، خواستار بازرسي خطوط مترو توسط كارشناسان سازمان بين المللي انرژي اتمي شد.

در همين حال رييس سازمان "سيا"ي يكي از كشورهاي غربي، نشست 5+1 متري خيابان را ناشي از فشارهاي اجلاس كشورهاي گروه 5+1 دانست و ضمن تشكر از اين كشورها ابراز اميدواري كرد كه با افزايش تعداد كشورهاي عضو اين گروه به 30 الي 40 كشور، در آينده شاهد نشست هاي 30 تا 40 متري در خيابان هاي اصلي پايتخت ايران باشيم. وي افزود: «در صورتي كه ايران هر چه سريع تر به بسته پيشنهادي كشورهاي گروه 5+1 پاسخ ندهد، شوراي امنيت فشارهاي شديدتري را بر ايران وارد خواهد آورد كه حتي در صورت زياد نشدن تعداد كشورهاي حامي، با توجه به قدرت كشورهاي عضو شوراي امنيت، چاله چوله هاي بزرگي به عمق بيش از 50 متر در تهران ايجاد شود.»

اما يكي از شبكه هاي تلويزيوني يكي از كشورهاي غاصب فلسطين اشغالي نيز با پخش تصاويري از گودال ايجاد شده در مركز شهر تهران، آن را ناشي از پرتاب يكي از موشك هاي رعد گروه خيلي خيلي خيلي تروريستي حزب الله لبنان دانست. كارشناس اين شبكه ادعا كرد: «اين گروه خيلي خيلي خيلي تروريستي، قصد آزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر را داشته است كه با توجه به ارتباط نزديك خود با رژيم جمهوري اسلامي، قرار شد اين موشك را به سمت كشور ايران شليك كند تا ميزان دقت آن را اندازه گيري نمايد.» اين كارشناس با اشاره به اين كه قرار بوده اين موشك به محوطه غير مسكوني پارك شهر برخورد كند، به شهروندان كشورش اطمينان داد كه نگران اين موشك ها نباشند، چرا كه اين موشك ها دقت لازم را نداشته و حدود 100 متر خطا داشته است.

يك گروه حامي حقوق بشر نيز با ابراز نگراني از نشست يكي از خيابان هاي اصلي تهران عنوان كرد: «بنا به گزارش هاي واصله، عده اي از مردم آزاديخواه ايران به قصد برپايي تجمعي اعتراض آميز در ايستگاه مترو تجمع كرده بودند و رژيم ايران قصد داشته تا با تخريب اين خيابان، مخالفين را در همان جا زنده زنده دفن كند.» اين گروه فعال حقوق بشر در مورد شايعه حمله يك رژيم اشغالگر به لبنان و كشتن صدها غير نظامي بي گناه ابراز بي اطلاعي كرد و از مردم خواست فريب اين عوام فريبي ها را نخورند و آگاه باشند كه عده اي قصد دارند با دامن زدن به اين شايعات، اذهان پاك مردم دنيا را مغشوش نموده و از خبرهاي مهمي چون نشست خيابان در تهران منحرف سازند.

***

شكر نعمت: اين كه ماه رجب مي رسد و ما هنوز زنده ايم، اين كه ايام اعتكاف مي رسد و ما هنوز (احتمالا) زنده ايم، اين كه باز هم شب هايي را درك مي كنيم كه مي توان توبه كرد، اين كه... اين كه.... يعني كه خدا هنوز ما را دوست دارد. الحمدلله

***

عمو تقي: تا فاطمه مياد خونه ما، بابا و مامان و داداش و... خلاصه هر كي توي خونه است، مي ريزن سرش. يكي لپش رو مي كشه، يكي دست و پاش رو مي كشه، يكي بوسش مي كنه، يكي انگشتش رو مي كنه توچشمش... وقتي فاطمه رو مي بينم، واقعا به خودم افتخار مي كنم كه مي بينم چه شرايط سختي رو پشت سر گذاشتم.

***

ته مجاله: مقاومت لبنان، سومين هفته را پشت سر گذاشت. براي ما كه مقاومت 5 هفته اي جوانان خرمشهر را به ياد نداريم و فقط از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل شنيديم و شكست 20 روزه عراق، مقاومت لبنان درس بزرگي است. واقعا كه سلام بر نصرالله

جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۱:٥۱ ‎ب.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

در تابستان هر سال، تعطيلي 17 ميليون دانش آموز و چند ميليون دانشجو (منظورمان، تعطيلي كلاس ها است. اشتباه نشود) مديران مملكتي را با مساله بزرگي به نام "اوقات فراغت" مواجه مي كند. با توجه به اين كه بسياري از سازمان ها و نهادها درگير اين مساله هستند، استفاده از تجارب نهادهاي مشابه در كشورهاي ديگر در اين زمينه بسيار ارزنده خواهد بود. لذا نظرات برخي كارشناسان فرهنگي كشورهاي مختلف را در اين زمينه ارائه مي كنيم. پيشاپيش هرگونه تشابه اسمي، فاميلي، كشوري و ... را اتفاقي اعلام مي كنيم.

رييس سازمان فرهنگي هنري شهرداري يكي از كشورهاي خاورميانه در اين زمينه گفت: «مربع اوقات فراغت جوانان، سه ضلع دارد: ورزش و كلاس هنري. به همين دليل ما براي پر كردن اوقات فراغت جوانان، اقدام به برگزاري جشنواره تابستانه با نام "سه ماه صميمي" به مدت 100 روز از 15 تير تا 15 شهريور مي نماييم.» اين رييس سازمان افزود: «تبليغات اين جشنواره از اول مرداد ماه شروع مي شود و يك هفته ادامه خواهد داشت. پس از آن، جوانان 2 هفته فرصت دارند كه در كلاس ها ثبت نام كنند. سپس ما به مدت يك هفته اقدام به هماهنگي با اساتيد نموده و بعد از تاييد نهايي، اقدام به برگزاري اين جشنواره خواهيم كرد.»

رييس سازمان صوت و تصوير يكي از كشورهاي اسلامي هم در اين زمينه بيان داشت: «ما سعي مي كنيم اوقات فراغت جوانان را با پخش بدون سانسور و يا كم سانسور فيلم هاي روز هاليوودي پر كنيم.» وي با اشاره به مزاياي بسيار پخش اين فيلم ها ادامه داد: «بدين ترتيب خانواده هايي كه دسترسي به ماهواره نداشته يا به دلايلي نامعلوم از آن استفاده نمي كنند مي توانند فيلم هايي را كه ساير خانواده ها ديده اند، ببينند. ضمن آن كه خانواده هايي هم كه عادت به ديدن اينگونه فيلم ها از ماهواره دارند، پس از اطلاع از پخش فيلم ها از سازمان صوت و تصوير، بي خيال ديدن اين فيلم ها مي شوند." اين رييس سازمان تاكيد كرد:‌ "به اين مي گن كار فرهنگي.»

وزير آموزش و پرورش يك كشور پر دانش آموز هم در اين زمينه بيان داشت: «متاسفانه برخي فكر مي كنند كه از نظر ما، اوقات فراغت جوانان هيچ ربطي آموزش و پرورش ندارد. اما توجه نمي كنند كه اين ما هستيم كه 9 ماه آزگار اوقات فراغت اين جوانان را پر مي كنيم. بقيه يك فكري به حال آن سه ماه ديگر بكنند."

رييس سازمان ملي جوانان يكي از جوان ترين كشورهاي جهان هم گفت: «اساسا اوقات فراغت جوانان ربطي به ما ندارد. همين سازمان هاي غير دولتي را هم به زور به ما قالب كرده اند. وگرنه ما را چه به اين كارها.»

رييس نيروي انتظامي يكي از كشورهاي همسايه افغانستان هم گفت: «به نظر مي رسد كه كاهش محدوديت ها در توزيع و مصرف انواع مواد مخدر بتواند نقش موثري را در پر كردن اوقات فراغت جوانان ايفا كند.» وي آزاد سازي پخش و يا حتي توليد قرص هاي اكستازي را نيز از عوامل موثر بر پر كردن اوقات فراغت جوانان ارزيابي كرد و با تاكيد بر اين كه نبايد با گير دادن بي مورد به پارتي هاي شبانه، اندك خوشي هاي جوانان را نيز محدود كرد، افزود: «كرايه دادن اتومبيل هاي سطح بالا به پسران جوان براي پرسه زني در خيابان، علاوه بر پر كردن اوقات فراغت آنان، مي تواند نقش بسزايي در كاهش مسافران، بالاخص دختران جوان (كه آن ها هم نياز به پر شدگي اوقات فراغت دارند) داشته باشد.»

رييس نيروي مقاومت بسيج يك كشور (كه خواست نام كشورش فاش نشود) گفت: «ما سعي كرده ايم از طرح هجرت براي غني سازي اوقات فراغت جوانان استفاده كنيم.» وي با اشاره به برنامه ريزي هاي صورت گرفته در اين زمينه افزود:‌ «تصورش را بكنيد كه اگر ما فقط ده ميليون دانش آموز را در اين طرح شركت دهيم، سه سوته كل مملكت آباد خواهد شد.» وي ضمن ابراز نگراني از حاشيه هاي ساخته شده براي اين طرح تاكيد كرد: «اميدواريم شوراي امنيت سازمان ملل ايرادي به اين طرح وارد نكند. چرا كه هدف ما از اجراي اين طرح فقط غني سازي اوقات فراغت جوانان است و برنامه اي براي غني سازي اورانيوم نداريم.»

***

عمو تقي: يكي از نكات جالب در مورد نوزادان، تغييرات لحظه به لحظه و روز به روز آنهاست. هر روز چيز جديدي از آنها ديده مي شود كه بيشتر از خودشان، براي خانواده شان جالب است. مثلا امروز فهميدم كه فاطمه مي تواند با چشم هايش اجسام متحرك را تعقيب كند. هرچند بابا و مامانش احتمالا اعتقاد دارند اين اتفاق زودتر از اين ها رخ داده. اما اساسا در اين موارد نمي شود به حرف والدين نوزاد اعتماد كرد. در هر حال، اين يك موفقيت بزرگ در عرصه رشد جامعه بشري محسوب مي شود.

***

شكر نعمت: ده روز جنگ اسرائيل با لبنان نشان داد كه حتي پيشرفته ترين تجهيزات هم در مقابل ايمان، قدرتي نخواهد داشت. تكرار اين صحنه ها، براي برخي مردم كه سال هاي جنگ خودمان را فراموش كرده بودند، بسيار لازم بود. خدا را شكر كه قدرت پوشالي اسرائيل روز به روز عيان تر مي شود. الحمدلله

***

ته مجاله: چند روز پيش، بچه هاي دوره دبيرستان در مجلس ختمي دور هم جمع شده بودند. پدر، مادر، خواهر و داماد يكي از دوستان آن دوران در يك تصادف كشته شده بودند و پنجشنبه مراسم چهلم شان بود. خيلي از بچه ها آمده بودند. بعضي از معلم ها هم بودند. به خصوص يكي از مشاوران دوره دبيرستان كه بچه ها رابطه نسبتا خوبي با وي داشتند. صحبت هايش برايم جالب و تاسف آور بود. حرف هايي در مورد اين كه جنگ به ما مربوط نيست و ما بايد زندگي خودمان را بكنيم و كاري به كار تصميمات نظام نداشته باشيم. نه اين كه از اين حرف ها نشنيده باشم يا كم شنيده باشم. اما خب، شنيدن آنها از مشاور دوره دبيرستانمان كه هم چهره اي نسبتا مذهبي و پايبند به بسياري از ارزش ها بود، برايم بسيار تاسف آور بود. شايد بيشتر از آن جهت كه مي دانستم كه فشارهاي موجود در جامعه و ناشي از بي عدالتي هايي كه ديده او را در اين سن به اين نتيجه ها رسانده است. واقعا معني بعضي دعا ها را در اين لحظات بيشتر مي توان فهميد: خدا عاقبت همه را ختم به خير كند.

جمعه ۳٠ تیر ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:٩:۳٤ ‎ب.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

با وجود آن كه بسياري از كارشناسان فوتبال پيش بيني مي كردند كه ديدار فينال جام جهاني 2006، خاطره اي به ياد ماندني از زيدان در اذهان فوتبال دوستان بر جاي بگذارد، هيچ كس پيش بيني نمي كرد كه اين خاطره به ياد ماندني، اخراج زيدان از بازي باشد.

بلافاصله پس از بازي، روزنامه گاردين علت حركت زيدان را توهين ماتراتزي به وي اعلام كرد و عنوان نمود كه ماتراتزي لقب "تروريست" را به زيدان داده است. عليرغم اين كه غرب و برخي روزنامه هاي "شرق" سعي داشتند اقدام زيدان را به هر نحوي كه شده محكوم كنند، حركت وي مورد استقبال مسلمانان قرار گرفت. بسياري به اقدام زيدان عنوان "دفاع از هويت ديني" دادند. البته گاردين پس از چند ساعت خبر را از روي سايت خود حذف كرد.

اما پس از مدتي كوتاه ماجرا عوض شد. ابتدا شايعاتي مطرح شد كه ماتراتزي علاوه بر لقب تروريست، به مادر و همسر زيدان نيز توهين كرده است. اين موضوع دوام چنداني نياورد و با مصاحبه مطبوعاتي زيدان معلوم شد كه اساسا خبري از عنوان تروريست در كار نبوده و ماتراتزي القاب زشتي را به خانواده زيدان (مادر و همسر) نسبت داده است.

اين موضوع باعث شد كه ماجرا كلا عوض شود و فيفا كه قرار بود با لب خواني حرف هاي ماتراتزي، احتمالا وي را به شدت تنبيه كند، اعلام كرد كه جايزه بهترين بازيكن جام جهاني را كه به زيدان داده بود، مورد تجديد نظر قرار خواهد داد و احتمال پس گرفتن اين عنوان از زيدان وجود دارد. اين موضوع مورد استقبال روزنامه هاي غرب و "شرق" هم قرار گرفت. زيدان هم اعلام كرد كه در عين حال كه از بينندگان تلويزيوني ماجرا عذرخواهي مي كند، از اقدام خود پشيمان نيست.

با توجه به موارد فوق مي توان نتيجه هاي زير را گرفت:

1-   بدترين فحشي كه در جهان وجود دارد، "تروريست" است. صرف نظر از اين عنوان، هر نسبت ديگري را مي توان به هر شخصي داد و كسي حق اعتراض ندارد.

2-   با توجه به اين كه تنها تروريست هاي جهان مسلمان ها هستند، تروريست بودن بيشتر از آن جهت مذموم است كه يادآور مسلمان بودن افراد است. پس بدترين فحش دنيا، مسلمان بودن است و نه تروريست بودن.

3-   فحش خواهر و مادر، آنقدري هم كه برخي فكر مي كنند، چيز بدي نيست. اصلا مادر و خواهر آدم چه اهميتي دارد كه كسي قرار باشد به خاطر آنها ناراحت شود يا واكنش نشان دهد؟ بدتر از فحش خواهر و مادر، واكنش فيزيكي نسبت به اين القاب است.

4-   دادن نسبت هاي زشت به مادر انسان، جزئي لاينفك از فوتبال محسوب مي شود و فقط كساني به چنين موضوع ساده اي واكنش نشان مي دهند كه تروريست باشند، يا بدتر، مسلمان باشند.

5-   استفاده از القاب زشت براي خواهر و مادر افراد مي تواند به عنوان عامل انگيزاننده اي براي بازيكنان مورد استفاده قرار گيرد و مسؤولين بايد به فكر نهادينه كردن اين امر باشند. در اين راه بايد فرهنگ مدوني از سوابق خواهر و مادر  مسؤولين تهيه شود. توجه كنيد كه اين دايره المعارف بايد به مانند دانشنامه "ويكي پديا" آزاد باشد تا بتوان به بهترين نحوي از نظرات مردم استفاده شود.

6-   جاي بسي تاسف است كه كميته داوران بعضا نسبت به القابي كه به خواهر و مادر داوران داده مي شود، واكنش نشان مي دهد. برخورد كميته داوران به گونه اي است كه آدم فكر مي كند خدايي نكرده به داور لقب مسلمان داده شده است.

7-   بايد از رسانه هاي عمومي به خاطر فراهم كردن زمينه هاي ارائه فحش به خواهر و مادر بازيكنان تيم ملي تقدير به عمل آورد. ضمنا نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي كشور بايد با ارائه فهرست دقيقي از sms هاي پخش شده، زمينه هاي آشنايي مردم با سوابق خواهر و مادر اين فوتباليست ها را فراهم آورند.

8-   فحش خواهر و مادر را نبايد محدود به فوتباليست ها دانست. تمام مسؤولين مملكتي بايد با اين امر پسنديده آشنا و با آن مانوس شوند. البته در اين راه بايد مراقب بود كه مبادا به كسي القابي همچون مسلمان داده شود.

9-   مسؤولين فرهنگي كشور بايد هرچه سريعتر به فكر ارائه راهكارهايي براي نهادينه كردن ايراد فحش هاي خواهر و مادر به مسؤولين (اعم از ورزشي و غير ورزشي) باشند. در اين راستا مي توان از روزنامه هاي غرب و "شرق" استفاده نمود.

***

عمو تقي: اين هم يك پي نوشت جديد كه سعي مي كنم از اين به بعد داشته باشم. فعلا علي الحساب بگويم كه اسم برادر زاده من "فاطمه" است. قرار هم شده فعلا درسش را بخواند. پس فعلا مزاحم نشويد.

***

شكر نعمت: هميشه خدا را شاكريم كه بهانه آفرينش، كوثر الهي و برترين زنان عالم، دختر پيامبر ماست. الحمدلله.

***

ته مجاله: اين مطلب، بي مناسبت با روز مادر نوشته نشده بود. من نمي فهمم كه چرا اگر ماتراتزي فقط فحش خواهر و مادر به زيدان داده باشد، نبايد به وي حق دفاع از شخصيتش را داد. شما اگر مي فهميد، خوش به حالتان.

یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۱۱:۱٦ ‎ب.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

بنا بر گزارش هاي واصله، در ساعت 8:30 صبح امروز، من عمو شدم. بچه به دنيا آمده، دختر و از نوع تپل مپل مي باشد. اطلاعات تكميلي متعاقبا ارسال خواهد شد.

***

شكر نعمت: بچه و مامانش سالمند. الحمدلله

***

ته مجاله: كليه دوستاني كه تا امروز قربون صدقه بچه هاشون مي رفتم، مي توانند كاسه و كوزه شان را جمع كنند. خودمون از امروز يك دونه اش را داريم. (زبون درازي)

پنجشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۱۱:۱٩ ‎ق.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

ورزش فوتبال تقريبا در تمام تاريخ خود، با مسائل سياسي گره خورده است. بسياري از بازي ها به دلايل سياسي برگزار شده و بسياري نيز به همين دلايل لغو گرديده اند. كم نيست تعداد بازي هايي كه چاره اي جز برگزاري آنها نبوده و در نتيجه رنگ و بوي سياسي آن بر جنبه هاي فني آن غلبه كرده است. بازي هايي كه حكم جنگ در ميدان ورزشي را داشته اند. حتي بسياري از اصطلاحات فوتبال، همچون دفاع، حمله و ... برگرفته از واژگان نظامي است.

با اين اوضاع عجيب نيست كه بسياري از اوقات، سياستمداران از اصطلاحات فوتبالي براي بيان نظر خود استفاده كنند و در نتيجه گرفتن درس هاي سياسي از يك بازي فوتبال هم چندان غير منطقي به نظر نمي رسد.

در اين مقاله سعي شده با توجه به حساسيت ديپلماسي ايران، برخي نكات قابل استفاده از بازي ايران – مكزيك استخراج و بيان گردد. مطالب در مورد فوتبال نوشته شده، انطباق آن با مسايل سياسي با خود خواننده:

1-   مكزيك تيم چهارم جهان است. همين رتبه كافي است تا لرزه بر اندام تيم مقابل بياندازد. اما بازي ايران – مكزيك نشان داد كه اگر از نام حريف نترسيم و از ابتدا براي باخت به زمين نرفته باشيم، بردن تيم هاي بزرگ و قدرتمند هم دور از ذهن نيست.

2-   در دقيقه 11 بازي، ضربه سر زيباي وحيد هاشميان، پس از برخورد با دست دروازه بان وارد دروازه حريف نشد. عين همين صحنه در دقيقه 77 تكرار شد، با يك تفاوت بسيار كوچك؛ در حد چند سانتيمتر. يعني توپ از چند سانتيمتري دست دروازه بان رد و وارد دروازه شد.  همان اصل هميشگي فوتبال؛ اگر گل نزني، گل مي خوري.

3-   ايران يك نيمه بازي را در اختيار داشت. اما در نيمه دوم، حريف دست به تعويض هاي تاكتيكي زد و بازي را از دست ايران گرفت. چرا كه مربي ايران براي تاكتيك جديد حريف، هيچ برنامه اي نداشت. يادمان باشد كه حريف هميشه با يك تاكتيك بازي نمي كند.

4-   هميشه حضور بهترين بازيكن ها به معني بهترين كارآيي تيمي نيست. گاهي با توجه به تاكتيك حريف حتي بايد بهترين و پر سابقه ترين بازيكن را هم از زمين بيرون كشيد و فردي با قابليت هاي لازم براي آن بازي را داخل زمين فرستاد. البته به شرطي كه رسانه ها هم جنبه داشته باشند و وقتي بازيكن بزرگي از زمين خارج شد، آبروي او را لگدمال نكنند.

5-   همان طور كه ممكن است ايران از نام مكزيك بترسد، مكزيك هم از نام بازيكني كه امكان گرفتن كفش طلايي مسابقات را دارد مي ترسد. پس چه لزومي براي تعويض اين بازيكن وجود دارد. تعويضي كه نتيجه مستقيم آن، دو گلي بود كه بلافاصله وارد دروازه تيم ايران شد. دو گل ناشي از روحيه گرفتن حريف.

6-   حركات بچه گانه جلوي چشم داور؟ خوب، نتيجه اش مي شود كارت زرد. كسي كه وارد يك جام جهاني شده ديگر بايد اين نكات ساده را بداند.

7-   در نيمه دوم، بيشتر بازيكنان ايراني در زمين مسابقه راه مي رفتند. ضعف بدني در مقابل بازيكنان مكزيك مشهود بود. تيمي كه براي مبارزه وارد ميدان مي شود، بايد بداند كه بايد تا آخرين دقيقه با تمام توان بدود و حتي گاهي بازي به وقت اضافه كشيده خواهد شد و بايد توان ادامه بازي را داشته باشد. شايد گاهي حريف بخواهد يك نيمه دوندگي را به طرف مقابل تحميل كند تا در نيمه بعد از خستگي او استفاده كند.

8-   گل ايران را يكي از مدافعان زد و هر 3 گل مكزيك هم بر اثر اشتباه فاحش مدافعان ايران شكل گرفت. به اين مي گويند اهميت خط دفاعي يك تيم.

9-   هميشه وقت كافي براي جبران گل خورده وجود ندارد. گاهي ممكن است وقتي يك تيم گل بخورد كه ديگر هيچ اميدي به جبران آن نباشد. پس بهترين راه براي هر تيم آن است كه اصلا گل نخورد. (عجب نكته مهمي) اگرچه در برخي بازي ها ديده ايم كه حتي در ثانيه هاي آخر هم چند گل رد و بدل مي شود.

10-  اگر تيمي عالي هم بازي كند، تا وقتي بازي تمام نشده، نبايد از برد خود مطمئن شود. بايد تا آخرين دقيقه محكم بازي كرد. بازي ايران – مكزيك نشان داد كه فقط 5 دقيقه وادادگي كافي است تا اتفاقات غير قابل جبران رخ دهد. بازي ژاپن – استراليا هم اين نظريه را تكميل كرد و ژاپن بازي 1-0 برده را در چند دقيقه با نتيجه 3-1 باخت.

11-  براي يك بازي خوب، بايد همه عوامل را در نظر گرفت. خوب بودن بازيكنان كافي نيست. گاهي حتي استاندارد نبودن ميخچه هاي كفش هم باعث مي شود دروازه بان يك تيم در بدترين زمان ممكن سر بخورد و نتيجه بشود همان كه نبايد مي شد.

12-  وقتي توپ در زمين خودي گردش كند، كوچكترين اشتباه هم ممكن است منجر به باخت يك تيم شود. پس همان بهتر كه توپ را در زمين حريف بچرخانيم و حتي براي وقت كشي هم با اين شيء گرد در داخل زمين خود بازي نكنيم. به خطرات بعدي اش نمي ارزد.

13-  گاهي برخي افراد اشتباهاتي مي كنند كه كل ارزش عملكرد تيم را از بين مي برند. اين افراد ممكن است بهترين هاي تيم هم باشند. اما اشتباه، اشتباه است. به خصوص اگر دروازه بان يا مدافع آخر باشي؛ اولين اشتباه، آخرين آن هم خواهد بود.

14-  در نهايت اين كه: وقتي تيم ملي يك كشور ببازد، تمام مردم آن كشور احساس بدي خواهند داشت. مردمي كه مدت ها چشم به راه اين تيم بوده اند و هميشه دعايشان همراه تيم. دل اين مردم را نبايد به اين راحتي ها شكست.

***

شكر نعمت: صعود الفيصل (وزير خارجه عربستان) به ايران سفر كرده است. وقتي تلويزيون او را نشان مي داد، متوجه شدم كه ظاهرا سرش نا خودآگاه به سمت راست و چپ مي لغزد. براي يك لحظه نمي توانست سرش را ثابت نگه دارد. واقعا چه بيماري هاي عجيب و غريبي وجود دارد كه نه تنها گرفتار آن نيستيم، از آن بي خبر هم هستيم؛ الحمدلله

***

ته مجاله: اين بازي را كه باختيم و رفت. فقط اميدوارم تيم ملي روحيه خود را از دست ندهد و بداند كه مي تواند مثل نيمه اول بازي كند. اگر ما دو بازي بعدي را ببريم، مي توانيم مطمئن باشيم كه به دور بعد صعود خواهيم كرد. صعود تيم ملي در اين شرايط دستاورد هاي زيادي براي ما خواهد داشت. يادتان كه نرفته؟ چند ماه پيش بود كه زمزمه هاي تحريم ايران از اين جام وجود داشت.

سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۱٠:۳٠ ‎ق.ظ






بسم رب المهدي المنتظر

نامه احمدي نژاد به بوش را مي توان اولين برخورد رسمي مقامات عاليرتبه ايران و آمريكا پس از حدود سه دهه دانست. آن هم در شرايطي كه اين دو كشور دشمن درجه يك همديگر در جهان به حساب مي آيند. به همين دليل اين نامه در صدر توجه رسانه ها، كارشناسان و سياستمداران جهان قرار گرفت. در اين بخش گزارشي از بازتاب ارسال اين نامه در سطح داخلي ارائه خواهد شد:

يك روزنامه اصول گريز در ستون سرمقاله خود با اشاره به خبر ارسال نامه 18 صفحه اي احمدي نژاد به بوش، اين نامه را كذب محض خواند و نوشت: «به هر گونه اي هم كه نامه را پرينت بگيريم، بيشتر از 10 صفحه نخواهد شد. من متاسفم كه دروغ به اين بزرگي از بالاترين مقام اجرايي كشورمان در سطح جهان منتشر و "مايع" آبروريزي شده است." اين روزنامه در توضيحات روز بعد خود در مورد سرمقاله ديروزش نوشت: «اين نامه آن قدر "مايه" آبروريزي بود كه ما گفتيم "مايع" آبروريزي. و هيچ اشتباهي در كار نبوده است.»

يك كارشناس آمار نيز با اشاره به همين موضوع گفت: «من با بسياري از دوستانمان بلافاصله به بررسي دقيق اين نامه پرداختيم و فهميديم كه اين نامه 80 درصد بيشتر از آن چيزي كه هست (10 صفحه) عنوان شده است.» وي معتقد است كه: «متاسفانه دولت احمدي نژاد از ابتدا همين شيوه اغراق را در پيش گرفته بود و مي توان اين اغراق را به تمام كارهاي پيشين دولت نهم تعميم داد.»

يك رييس سابقه دار يك ستاد انتخابات سابقه دار يك وزارت كشور سابقه دار هم با اشاره به احتمال وجود اغراق 80 درصدي در فعاليت هاي احمدي نژاد و به خصوص در نتايج انتخابات رياست جمهوري ابراز داشت: «اگر در آنجا هم همين اتفاق افتاده باشد، بايد بگوييم كه احمدي نژاد در انتخابات هم راي نياورده و حتي نبايد به دور دوم راه مي يافت.» وي افزود: «در صورتي كه احمدي نژاد در سن خود هم 80 درصد اغراق كرده باشد، شايد اصلا شرايط كانديداتوري رياست جمهوري را هم نداشته باشد.» وي در پايان و با اشاره به سوابق خود در انتخابات مجلس 5+1 افزود: «ما خودمان اين كاره ايم، با اين چيزها گول نمي خوريم.»

يك استاد تاريخ در دانشگاه نيز با اشاره به اين نامه گفت: «من بعيد مي دانم تا كنون هيچ كشوري در هيچ مساله اي 80 درصد اغراق كرده باشد. حتي در ماجراي هولوكاست هم دروغي به اين بزرگي گفته نشده بود.» وي پس از پاسخ به تلفني كه در همان لحظه به وي شد با رنگي پريده ادامه داد: «البته اميدوارم سوء تفاهم نشده باشد. منظور من اين نبود كه خدايي نكرده در ماجراي هولوكاست دروغي گفته شده يا كسي اغراق كرده است.»

يكي از روزنامه هاي "شرق" كشور هم با تاييد اغراق 80 درصدي صورت گرفته در نامه بيان داشت: «گذشته از اين دروغ بزرگ، محتواي نامه هم "مايع" آبروريزي است. در اين نامه سوالاتي مطرح شده كه جواب آنها را همه مردم دنيا مي دانند. و اين "مايع" ننگ يك كشور است كه رييس جمهور آن جواب چنين سوالات ساده اي را نداند.» اين روزنامه ادامه داد: «اگر احمدي نژاد با يكي دو مشاور مشورت مي كرد، ديگر لازم نمي شد براي چنين سوالات ساده اي وقت رييس جمهور محترم آمريكاي عزيز را بگيرد.»

يك استاد جغرافياي دانشگاه هم با اشاره به نامه احمدي نژاد به بوش گفت: «دليل نمي شود كه هر سوالي كه از يك معلم دانشگاه پرسيده شد، بلافاصله او اين سوال ها را منتشر كند. مثلا اگر دانشجويان من از من مي پرسند كه نيروهاي نظامي آمريكا در مناطق مختلف جهان چه كار مي كنند؟ من بايد بيايم اين سوال را جار بزنم؟» وي خويشتن داري را از وظايف اصلي يك استاد دانست و ضمن تشكيك در اين كه احمدي نژاد (چنان كه در نامه گفته) با مردم خاورميانه حرف زده باشد، گفت: «من بلافاصله كل نقشه را زير و رو كردم. اصلا كشوري به نام خاورميانه وجود ندارد كه احمدي نژاد بخواهد با مردم آن حرف بزند. بر فرض وجود چنين كشوري، آيا اصلا احمدي نژاد زبان "خاورميانه اي" بلد است كه بخواهد با آنها صحبت كند؟» وي اين طرز برخوردهاي احمدي نژاد را "مايع" بي آبرويي قشر "فرهيخته" دانشگاهي، از جمله خودش دانست.

يك رييس دفتر سابق يك رييس جمهور سابق هم در وبنوشت خود نوشت: «اتفاقا اين سوالات در دوره ما هم وجود داشت. اما ما جرات نامه نويسي به رييس جمهور آمريكا را نداشتيم. ضمن آن كه براي تقويت صنايع داخلي، كارشناسان خودمان را به بررسي و يافتن جواب هاي اين سوال گماشتيم.» وي ادامه داده است: «خنده دار اينجاست كه از نظر كارشناسان ما، عامل تمام مشكلات عنوان شده در اين نامه، خود آمريكاست. بايد بگويم كه احمدي نژاد با اين نامه خود، سوتي بزرگي داده و در واقع شكايت را پيش خود متهم برده است. من بعد از خواندن نامه، كلي به اين حماقت احمدي نژاد خنديدم» وي علت عدم اعلام مشكلات دنيا و عامل اصلي آن در دوره خود را احترام به اصل "گفتگوي تمدن ها" و سياست "تنش زدايي" عنوان كرده است.

***

شكر نعمت: الحمدلله (مگه حتما بايد دليل آورد؟)

***

ته مجاله: خوشبختانه بعد از مدت ها داريم چند تا بازي درست و حسابي از تيم ملي مي بينيم. اين دو بازي اخير كه خوب بود. البته مشكل دفاع همچنان وجود دارد. اميدوارم كه تيم ملي از مرحله اول صعود كند.

پنجشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٥
شما چي مي گين؟
ساعت:۱:۱۳ ‎ق.ظ