سه شنبه عيد بود؟ - مجال

وبلاگ مجال؛ محمد تقي خرسندي

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك
الحجة بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعة
و في كل ساعة
وليا و حافظا
و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا
حتي تسكنه ارضك طوعا
و تمتعه فيها طويلا
برحمتك يا ارحم الراحمين



لوگوي وبلاگ من: وبلاگ محمد تقي خرسندي



آمار بازديد

محمد  تقي خرسندي

آرشيومطالب وبلاگ


بسم رب المهدي المنتظر

"آيا مي دونين تو ايران سه شنبه عيد بوده و همونطور كه مي دونين روزه در روز عيد هم حرامه و شما روزه بودين؟ چرا آقاي خامنه اي به مردم اطلاع ندادند كه سه شنبه روز عيد بوده و چهارشنبه نماز خوندن؟"

اين سوالي بود كه يكي از دوستان اينترنتي من كه ايران هم زندگي نمي كنه پرسيده بود. از اونجايي كه فكر مي كنم سوال خيلي هاي ديگه باشه،‌ جوابي كه به اين دوستم دادم رو تو وبلاگم گذاشتم تا بقيه هم بتونن ببينن و نظر بدن.

جواب من:

قبلش بگم كه من دقيق يادم نيست كه شما تو كدوم كشور بودين (آخه نامه اخر شما رو ندارم) ولي فكر مي كنم كانادا بودين (من از اين به بعد فرض مي كنم كه شما كانادا هستين) و الان بايد هفت ماهي از رفتنتون گذشته باشه. نظرتون رو در مورد آقاي خامنه اي هم نمي دونم. ولي مي دونم كه حداقل به ايشون به خاطر سيد بودن و مسؤوليتشون در ايران، احترام مي ذارين و اين براي ادامه صحبت هاي من كافيه.

اول از همه اين كه شما گفتين كه تو ايران سه شنبه عيد بوده. من از صحبت هاتون اين طور برداشت كردم كه چنين خبري در رسانه هاي كانادا پخش شده. و احتمالا سوال شما هم تا حد زيادي تحت تاثير تبليغات همون رسانه هاست. البته بدون اين كه خودتون بدونين. (چه راحت بريدم و دوختم!!!!)

اما بايد عرض كنم كه حرف شما تاحدي صحيحه. تعدادي  از مراجع روز سه شنبه رو تو ايران عيد اعلام كردند. خود من هم اون روز مونده بودم كه روزه ام رو بخورم يا نه؟ و تا شب هم اعصابم خورد شد (به قول شما ناخون خوردم) ولي در نهايت روزه ام رو نشكوندم. اما چرا؟

مساله عيد شدن و يا نشدن، راه هايي داره كه بايد از اون طريق بهش پي برد. اين راه ها تو رساله اومده. يقين خود آدم، شنيدن از دو نفر عادل كه ماه رو ديده اند. و اثبات از غير اين روش ها (مثلا گذشتن سي روز از ماه نشون مي ده كه ماه بعدي بايد شروع بشه و راه هايي از اين قبيل)

در اين مورد،  براي خود من هيچ يقيني حاصل نشده بود. به خصوص كه چند روز قبل دانشگاه تهران اعلام كرده بود كه تحت هيچ شرايطي امكان نداره كه سه شنبه عيد باشه (البته مي دونم كه در اين موارد نمي شه به نظر منجمين بسنده كرد، ولي خوب در تصميم گيري من نقش مهمي داشت)

از طرفي حضرات آيات مراجع هم هيچ كدام اعلام نكردند كه ماه راديده اند، بلكه اعلام كردند كه ديدن ماه براي اونها ثابت شده. ولي انچه در رساله به عنوان راه اثبات پايان ماه است، ديدن ماه توسط دو نفر عادل مي باشد و نه اثبات ديده شدن ماه براي دو نفر عادل. وگرنه هيچ كس در عدالت اين مراجع شكي ندارد (حداقل من ندارم) چرا كه خودم هم  مقلد يكي از همين مراجعي هستم كه سه شنبه را عيد اعلام كرده بودند.

مساله بعدي اين كه ظاهرا مساله عيد شدن، بيشتر يك حكم حكومتي است تا حكم مرجع. يعني در اين موارد حاكم بايد حكم دهد و حكمش مطاع است و نه حكم مرجع (البته با فرض اين كه خود انسان ماه را نديده باشد و از راه هاي ديگر برايش اثبات نشده باشد). حتي شنيده ام كه در زمان ائمه هم وقتي از آن ها در مورد رؤيت هلال سوال مي شد، آنها، مردم را به حاكم ارجاع مي دادند (البته خودم در اين مورد چيزي نخوندم و فقط از بعضي افراد نسبتا معتبر شنيده ام) يعني عليرغم تقليد من در تمامي مسائل شرعي از يك مرجع خاص، در اين مورد حكم حكومت براي من و سايرين معتبرتر است. هرچند بايد به اين مساله هم اشاره كرد كه هيچ كدام از مراجع رسما اعلام عيد نكردند و فقط اعلام كردند كه عيد شدن براي خودشون مسلم شده. البته اگر كسي هم با توجه به نظر مرجع خودش يقين به رويت هلال مي كرد، بايد به يقين خودش عمل مي كرد و روزه اش رو مي خورد.

بحث رو تموم كنم: امكان داره كه در يك روز و براي تعدادي از افراد يك خانواده عيد باشه و براي عده اي ديگر نه. اگرچه درك اين موضوع كمي سخته ولي فكر مي كنم كه ما در اين موارد بايد بيشتر از اين كه به فكر علاقه خودمون باشيم به احكام شرعي عمل كنيم.

راحت تر بگم. حتي اگه بعدا مشخص بشه كه سه شنبه عيد بوده (از راه سومي كه گفتم. مثلا در ماه اينده شب سيزده، هلال ماه كامل بشه و معلوم بشه شب چهاردهمه و يا اين كه ماه آينده سي روزه بشه و چون هيچ دو ماهي پشت سر هم سي روزه نمي شن، معلوم بشه ماه قبلي بيست و نه روزه بوده و يا راه هايي از اين قبيل) باز هم طبق نظر مراجع، ما كار حرامي انجام نداده ايم. بلكه اگر روزه خود رو با شك و ترديد باز مي كرديم، عملمون حرام بود. جالب شد نه؟

علتش هم اينه كه: عمل حرام يعني سرپيچي از دستور خدا وقتي كه مي دوني حكم خدا چي بوده. حالا به هر شكل كه مي خواد باشه.

يه مثال ديگه بزنم. اين يكي روزمره تر و قابل درك تره. خودتون بسطش بدين به مورد قبلي:

اگه شما يه گوشتي بخرين و فكر كنين كه ذبح شرعي شده و بخورين ، براتون حلاله، هرچند كه بعدا متوجه شين كه ذبح شرعي نبوده. و مرتكب هيچ عمل حرامي هم نشدين.

اميدوارم تونسته باشم مساله رو روشن كنم.

اما تا اين جا از بعد فقهي و شرعي به مساله نگاه كردم. بحث ديگه اي كه مطرحه، بعد حكومتي و سياسي مساله است كه فكر مي كنم بخش عمده اي از سوال شما به اين مساله مربوط مي شد.

همونطور كه گفتين روزه گرفتن در روز عيد فطرحرامه. مي خوام ازتون بپرسم كه شما از كجا مي گين كه روزه گرفتن در روز عيد فطر حرومه؟ كي گفته؟ فكر مي كنم كه شما هم مثل من در اين مورد از يك مرجع تقليد پيروي مي كنيد. پس بايد توجه كنيم كه آقاي خامنه اي هم به عنوان يه مرجع تقليد خيلي خوب به اين مساله واقفه. از طرفي هم فكر نمي كنم كه هيچ مرجع تقليدي حاضر باشه گناه بقيه رو به جون خودش بخره. يعني اگه سه شنبه عيد بود (و مسلما روزه تو اون روز حرام) مسلما ايشون نمي اد با اعلام نكردن عيد،‌ گناه اين همه آدم رو به گردن بگيره. اون هم در موردي كه به راحتي مي شه فهميد كه هيچ حرف و حديثي پشت سر مساله نيست. يعني اگه اقاي خامنه اي سه شنبه رو عيد اعلام مي كرد، هيچ اتفاقي نمي افتاد و هيچ كس هم اعتراضي نمي كرد. همونطور كه سالهاست كه طبق تقويم ماه رمضان سي روزه است ولي بعد از بيست و نه روز،‌ از طرف ايشون عيد اعلام مي شه. پس مي بينيم كه تصور اين كه ايشون سه شنبه رو عيد مي دونسته ولي اعلام نكرده، اصلا منطقي نيست، چون هيچ دليلي براي اين كار وجود نداره.

اما در مورد اعلام عيد در روز سه شنبه از سوي ساير مراجع، بايد بگم كه از نظر من هم بهتر بود در اين مورد هماهنگي صورت مي گرفت. نه به اين معني كه همگي روز سه شنبه و يا چهار شنبه را عيد اعلام كنند كه چنين امري از نظر شرعي درست نيست. بلكه اگر از نظر اين مراجع روز سه شنبه عيد بوده، بهتر بود كه فقط خودشان افطار كنند و از علني كردن اين مساله خودداري مي كردند.

چرا كه هر چند اين مساله (اختلاف نظر در مورد روز عيد) ممكن است از نظر بسياري از مسلمانان امري بديهي و ساده به نظر بيايد (همانطور كه تا كنون اينچنين بوده) ولي چنين مسائل ساده اي هم خوراك مناسبي براي تبليغات رسانه هاي بيگانه مي باشد كه از هر مساله اي براي ضربه زدن به ايران استفاده مي كنند و يكي از اين راه هاي ضربه زدن (كه از نظر رسانه اي مطمئن ترين و مؤثرترين راه هم حساب مي شود) القاء وجود اختلاف در بين بزرگان و ايجاد شبهه و حس بي اعتمادي نسبت به مسؤولين است. شايد مساله عيد فطر به تنهايي مساله كوچيكي به نظر برسه،‌ ولي قرار دادن اين مساله كوچيك در كنار مسائل كوچيك ديگر، غول وحشتناكي رو ايجاد مي كنه كه كسي ياراي مبارزه با اون رو نداره.

البته من فكر مي كنم كه چنين امري از سوي مراجع عظام رعايت شده و بايد در دفاتر اين مراجع به دنبال منشا اين اشتباه گشت. اما در هر صورت اين اشتباهات و سوء استفاده از آنها وجود داشته و خواهد داشت و اين ماييم كه بايد با هوشياري خودمان از فريب خوردن جلوگيري كنيم و در دام تبليغات رسانه هايي كه هدفي جز تضعيف ما ندارند، گرفتار نشيم.

مواردي كه عنوان كردم با اين فرض بود كه شما به چيزي به اسم ولايت فقيه اعتقادي نداشته باشيد. كه در غير اين صورت (يعني اگه شما ولايت فقيه رو قبول داشته باشين) مساله خيلي فرق مي كنه و خيلي هم ساده تر مي شه. كه من فعلا بهش نمي پردازم.

 

 

پنجشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٢
شما چي مي گين؟
ساعت:۸:٥٥ ‎ق.ظ