پيام رسان کربلا - مجال

وبلاگ مجال؛ محمد تقي خرسندي

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك
الحجة بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعة
و في كل ساعة
وليا و حافظا
و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا
حتي تسكنه ارضك طوعا
و تمتعه فيها طويلا
برحمتك يا ارحم الراحمين



لوگوي وبلاگ من: وبلاگ محمد تقي خرسندي



آمار بازديد

محمد  تقي خرسندي

آرشيومطالب وبلاگ


بسم رب المهدي المنتظر

پيام كربلا

خيليا مي گن كه خاطراتي كه من نوشتم، چيزي نبود كه اونا دنبالش بودن. بد نديدم به مناسبت اربعين حسيني، چند تا نكته رو كه (شايد قبلا هم مي دونستم، ولي) ديدنشون تو كربلا خيلي توجهم رو جلب كرد، براتون بنويسم:

اول: محل شهاد حضرت علي اكبر، خيلي جلوتر از محل شهادت امام حسينه. آخه مي گن كه چون خون جلوي چشماي اسب حضرت علي اكبر رو گرفت، به جاي اين كه به سمت خيمه ها برگرده، به سمت لشگر دشمن حركت كرد....

دوم: محل شهادت حضرت علي اصغر از محل شهادت حضرت علي اكبر هم جلوتره. آخه امام حسين اونو برده بود، بلكه دل دشمن براي طفل شيش ماهه به رحم بياد....

سوم: محل شهادت حضرت عباس، در راستاي محل قطع شدن دو تا دستاش نيست. يعني كه مسير حركت حضرت عباس، پس از قطع شدن دو دستش، ديگه عوض شد. آخه.... حتما خودنون مي تونين حدس بزنين ديگه....

**

روز اربعين، همه ما رو ياد زينب مي اندازه و مصيبتاش. و البته كار بزرگي كه كرد: پيام رساني كربلا.

اين نمونه رو بخونين:

قافله اسيران در ميان هلهله و شادي برخي مردم كوفه و ناله و فغان عده اي ديگر وارد شهر شد. ناگهان زينب فرمان سكوت داد و با اين فرمان نفس ها حبس گرديد و شترها از حركت باز ايستادند. آنگاه فرمود:

سپاس ميگذارم خداي را و درود مي فرستم بر پدرم محمد و خاندان پاك او.

اي مردم كوفه! اي اهل فريب و خدعه! آيا بر ما مي گرييد؟ هنوز چشمهاي ما گريان است و ناله هاي ما خاموش نگرديده است. مثل شما مثل همان زني است كه رشته خود را مي بافت و سپس آنرا برمي گشود. شما هم به پيغمبر ايمان آورديد و ريسمان ايمان خويش را محكم بافتيد. اما با اين گناه عظيم، دوباره  آن را گشوديد. در شما نيست جز چاپلوسي و شر و فساد و نخوت و عجب و بغض  و تملق از كنيز زادگان و با دشمنان غمازي كردن.

شما مانند گياهي هستيد كه بر مزبله اي برويد؛ نه قابل اكل است و نه موجب نفع. و يا مانند نقره اي مانيد كه در دل خاك دفن گرديده.

نفسهاي شما چه بد براي شما در سراي ديگر ذخيره كرده. شما مستوجب غضب خداييد و در دوزخ جاي داريد.

پس از آنكه ما را كشتيد، اكنون بر ما مي گرييد؟ آري؛ به خدا سوگند كه بايد بسيار بگرييد و كم بخنديد. هر آينه ننگ و عار اين جنايت، دامن شما را گرفته و با هيچ آبي نمي توانيد اين لكه را بشوييد. چگونه شسته مي شود قتل پسر پيغمبر و سيد جوانان اهل بهشت؟

شما كشتيد كسي را كه پناهگاه نيكانتان و دادرس در هنگام بلا و مصيبت تان بوده است. كسي كه نشانه حجت هاي شما و جايگاه سنت شما بوده است.

اي اهل كوفه! گناه زشتي را مرتكب شديد. هلاك و عذاب بر شما باد. كوشش هاي شما بي نتيجه و دست هاي شما بريده باد. در اين كار، سخت زيان كرديد و غضب خداي را بر خود نازل نموديد و داغ ذلت و مسكنت بر شما نقش بست.

واي بر شما اي مردم كوفه! آيا مي دانيد كدام پاره جگري از مصطفي را شكافتيد؟ و كدام پرده نشينان عصمت را از پرده بيرون افكنديد؟ آيا مي دانيد چه خوني از پيغمبر بر زمين ريختيد و چه حرمتي را از او هتك نموديد؟

شما گناهي قبيح و داهيه اي عظيم انجام داديد. گناهي كه زمين را پر كرده و آسمان را فرا گرفته. آيا عجب مي كنيد اگر آسمان خون ببارد؟ هر آينه عذاب خداوند در آخرت، ذلت آور و سخت تر است. در حالي كه آن روز شما ياري نمي شويد و حمايت نخواهيد شد.

اكنون كه خدا به شما مهلت داده خوشدل نباشيد. چه انكه خداوند در مجازات عجله نمي كند و بيم ندارد كه وقت مكافات سپري گردد. و سرعت در مكافات او را تحريك نمي نمايد و بدانيد كه پروردگار شما در كمين گاه است.

و اين خطبه حال و هواي كوفه را به گونه اي عوض كرد كه مردم بهت زده اشك مي ريختند و از شدت غم دست ها را بر دهان گرفته و انگشت هاي خود را مي گزيدند.

شنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸۳
شما چي مي گين؟
ساعت:٤:٤۱ ‎ب.ظ