روزهای آخر - مجال

وبلاگ مجال؛ محمد تقي خرسندي

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك
الحجة بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعة
و في كل ساعة
وليا و حافظا
و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا
حتي تسكنه ارضك طوعا
و تمتعه فيها طويلا
برحمتك يا ارحم الراحمين



لوگوي وبلاگ من: وبلاگ محمد تقي خرسندي



آمار بازديد

محمد  تقي خرسندي

آرشيومطالب وبلاگ


بسم رب المهدي المنتظر

لاريجاني پس از 10 سال رفتلاريجاني رفت. مردي كه سال ها سكان بزرگترين و تاثير گذارترين رسانه كشور را بر عهده داشت. اما در سال هاي اخير و در پي اوج گيري دعواهاي جناحي، آماج انواع توهين ها و تهمت ها قرار گرفته بود.

لاريجاني در عرصه اي وارد شده بود كه هم مي بايست فرهنگي مي بود و هم سياسي و از طرفي بزرگ بود و در منظر نگاه هاي مختلف و بايد همه آن ها را راضي نگاه مي داشت. سليقه هايي كه بسيار متفاوت بودند و همگي انتظار بهره وري كامل از اين دستگاه فرهنگي را داشتند. آنچه باعث شد شبكه هاي تلويزيوني از 2 به بيش از 10 برسد و شبكه هاي راديويي هم به همين ترتيب.

آنان كه در عرصه هاي فرهنگي فعاليت و خدمت كرده اند، به سادگي مي توانند بفهمند كه چنين كاري چقدر خطير و چقدر دشوار است. عرصه اي كه هميشه باب انتقادهاي تند بر آن باز است.

لاريجاني رفت. در حالي كه مانند بسياري از خدمتگزاران ديگر مورد بي وفايي عده اي قرار گرفت و نقاط ضعف فعاليت هايش، به كمك بازي هاي سياسي، چشم بسياري را بر روي تمام نقاط قوت وي و توانمندي هاي دستگاه متبوعش بست. نه كسي از قدرت مديريت وي صحبت كرد و نه از اقدامات ارزشمندش در ارج نهي و تقدير از نخبگان كشور. هيچ كس هم به روي خودش نياورد كه چگونه رسانه اي كه در داخل با مشكلات مادري و معنوي بسياري روبرو بود، مي بايست با تهاجم گسترده ده ها رسانه مبارزه مي كرد.

ضرغامي پلي تكنيكي است و احتمالا از پس كار بر بيايداما خوشبختانه اين انديشمند بزرگ در شوراي عالي انقلاب فرهنگي جاي گرفت. اميد كه در اين بخش (كه قيد اجرايي بودن را به همراه ندارد) بتواند منشا بركات بيشتري گردد.

ضرغامي در جايي قرار گرفته كه (همان طور كه بيان شد) هم تاثيرگذار است و هم سيبل. او يك پلي تكنيكي است و انتظار مي رود كه از پس اين كار برآيد. به خصوص كه تجربه همكاري با فردي چون لاريجاني را داشته و با بهره گيري از تجربيات وي و افزودن عنصر نوآوري جواني، مي تواند ضعف هايش رئيس قبلي اش را بپوشاند.

 ***

مجلس هفتم با پيام مقام معظم رهبري آغاز به كار كردمجلس ششم تمام شد. مجلسي كه به اعتبار رئيس جمهور از راي بالايي برخوردار بود و انتظار مي رفت كه با چنين پشتوانه اي، گام هاي موثر و بلندي در رفع مشكلات حقيقي مردم بردارد. اما اين مجلس چنان وارد دعواهاي جناحي شد كه مدت ها مشكلات واقعي مردم را از ياد برده بود.

البته مجلس ششم موفقيت هاي بزرگي هم داشت كه نبايد از آن گذشت. اما هيچ گاه از خود اقتدار واقعي نشان نداد؛ به خصوص در سياست خارجي. چنگ و دندان اين مجلس همواره براي جناح هاي داخلي عيان بود، ولي در برابر نيروهاي خارجي، فقط دم تكان داد. چيزي كه به غلط نام تنش زدايي بر خود گرفته بود و در حقيقت، فقط استقلال زدايي بو د و عزت زدايي.

اقدامات چشمگير مجلس در ماه پاياني و به طور خاص در هفته پاياني نشاند داد كه اگر نمايندگان به جاي دعواهاي شخصي به فكر خدمت بودند، مي توانستند در طول چهار سال اقدامات مفيد بسياري انجام دهند.

نمايندگان مجلس هفتم با برچسب اصول گرايي و با شعار خدمت رساني و به اعتبار خدمات و موفقيت هاي شوراهاي شهر دوره دوم، روي كار آمدند. اين نمايندگان (حداقل در آغاز كار خود) نشان داده اند كه به اعتماد مردم احترام گذاشته اند و قصد حل مشكلات آنان را دارند. ولي نتوانستند همچون شوراهاي شهر از دعواهاي جناحي بپرهيزند. دعواهايي كه نتيجه اي جز هرز رفتن امكانات و از بين رفتن فرصت ها و فرسايش نيروها هيچ نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت.

اميد كه اين نمايندگان با پيروي كامل از پيام ده ماده اي رهبر انقلاب، اين نقطه ضعف خود را نيز از بين ببرند و نقاط قوت خود را حفظ و تقويت نمايند.

 ***

فردا ميلاد امام حسن عسگري (عليه السلام)  است. فردا عيد است. و فردا روز عزاست.

آمريكا هر چه مي خواهد در عراق مي كنداهانت به مقدسات شيعه، آنقدر دردناك است كه بايد عيد خود را عزا بگيريم. نمي دانيم امشب به امام زمان (ق.ب) تبريك بگوييم يا تسليت. و يا هيچ نگوييم و ساكت و خاموش، فقط خجالت بكشيم.

روزهاي دردناكي است. آمريكا به بهانه هاي واهي هر چه مي خواهد مي كند و جالب اين كه مسلمانان را هم به شكل جالبي خفه كرده است؛ زر و زور و تزوير.

دولت هايي اميد كمك نقدي آمريكا را دارند و برخي هم از ترس حرفي نمي زنند. و از همه بد تر مسلمانان هستند كه فريب خورده اند. تا جايي كه همه براي اقدامات فجيع آمريكا در عراق مطالبه سند مي كنند، ولي به سادگي تصاويري چون بريده شدن سر يك آمريكايي را باور كرده اند و آن را توحيهي براي بريدن سر شيعيان در مسجد سهله مي دانند.

هيچ كس به خود اجازه نمي دهد كه بگويد فيلمي كه فقط توسط رسانه هاي آمريكايي و آن هم به نقل از سايت هاي ديگر (بدون ذكر نام سايت مرجع) پخش شده، فيلمي هاليوودي است. همچون بسياري فيلم هاي هاليوودي ديگري از قبيل جنگ در عراق و فتح بغداد و آزاد كردن جسيكا لينچ وووو

همه بايد باور كنند. آنچه آمريكايي ها مي گويند، حقيقت است. كسي حق فكر كردن ندارد...

و اين هم شعري كه در راهپيمايي هفته گذشته نظرم رو خيلي جلب كرد:

اي دشمن حق، ما حق پرستيم/////برگرد تا سربند يا زهرا نبستيم

پنجشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸۳
شما چي مي گين؟
ساعت:٤:۳٧ ‎ب.ظ