روزهای ترور - مجال

وبلاگ مجال؛ محمد تقي خرسندي

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك
الحجة بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعة
و في كل ساعة
وليا و حافظا
و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا
حتي تسكنه ارضك طوعا
و تمتعه فيها طويلا
برحمتك يا ارحم الراحمين



لوگوي وبلاگ من: وبلاگ محمد تقي خرسندي



آمار بازديد

محمد  تقي خرسندي

آرشيومطالب وبلاگ


بسم رب المهدي المنتظر

هقتم تير،  براي همه ما روزي آشنا از تاريخ انقلاب است. روزي تلخ كه در آن 72 نفراز مسؤولين نظام، در جريان يك بمب گذاري در دفتر حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيدند. هفتم تير، براي ما ايرانيان، يادآور شهيد مظلوم بهشتي است كه به قول امام، خودش يك ملت بود و در اواخر عمر، آماج حمله توهين ها و تهمت ها هم قرار گرفته بود. تهمت هايي كه، امام، شهادت بهشتي را در مقابل آن ناچيز مي دانست. هفتم تير را زياد شنيده ايم و زياد هم از آن خواهيم شنيد. روزي از روزهاي سال 1360. سال آغاز ترور مسؤولين نظام.

اما شايد خيلي از ما ندانيم كه يك روز قبل از 7 تير، چه اتفاقي در ايران افتاد. اتفاقي كه همه ما از وقوع ان مطلعيم، ولي شايد از تاريخش؛ نه.

ششم تير 1360، سالروز ترور آيت الله خامنه اي است. در حقيقت ترور آيت الله خامنه اي و آيت الله دكتر بهشتي (و ساير ترور هاي سال 1360) همگي به دليل كوتاه شدن دست سازمان منافقين از نظام بود كه عملا كوتاهي دست نيروهاي شرق و غرب را در پي داشت.

در آن ايام، اين نيروها در لواي بني صدر با هم متحد شده بودند و اقداماتي را عليه نظام انجام مي دادند. پس از كارشكني هاي پياپي بني صدر در امور مختلف انقلاب و به طور خاص، عدم حمايت وي از جنگ كه باعث شكست هاي متوالي ايران و از دست رفتن بخش عمده اي از خاك كشور شد،‌ طرح عدم كفايت سياسي وي، از طرف نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه عضو حزب جمهوري اسلامي بودند،‌ داده شد. اين طرح، يك هفته پس از صدور حكم امام مبني بر عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا، در 27 خرداد با قيد دو فوريت تقديم مجلس شده بود.

از طرفي، آيت الله خامنه اي در 29 خرداد، در خطبه هاي نماز جمعه،‌ بسياري از اقدامات بني صدر و مخالفت هاي وي با نظام را فاش كرد. مسائلي كه پيش از آن، با توصيه امام خميني مسكوت گذاشته شده بود. وي در اين خطبه ها،‌ خطاب به بني صدر كه خود را با امام حسين مقايسه كرده بود و مظلوم خوانده بود، گفت: "اين تشبيه غلطي است. امام حسين در مقابل يزيد ايستاد و شما در مقابل اسلام ايستاده ايد. شما اگر مي خواهيد تشبيه كنيد، خود را با عبيدالله بن زياد مقايسه كنيد؛ وقتي كه نيروهاي مختار و نيروهاي مردم او را محاصره كرده بودند."

روز شنبه، (30 خرداد 1360) طرح عدم كفايت رئيس جمهور در مجلس مطرح شد و آيت الله خامنه اي با دلايل بسياري از اين طرح دفاع كردند. و در نهايت در عصر همين روز، اين طرح با 178راي موافق و يك راي مخالف، تصويب شد و در روز اول تير، حكم عزل بني صدر به امضاي امام خميني  رسيد. همان طور كه عنوان شد، عزل بني صدر، معادل كوتاه شدن دست تمامي نيروهاي ضد انقلاب، از كشور بود. به همين دليل، اين گروه ها كه ديگر از تصرف آرام و خزنده نشام نااميد شده بودند،‌ شروع به اقدامات تروريستي و حذف فيزيكي افراد موثر در اين واقعه نمودند.

در آن زمان آيت الله خامنه اي، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي (با 000/400/1 راي)، امام جمعه تهران (پس از فوت آيت الله طالقاني و انصراف آيت الله منتظري و با دستور امام)، نماينده امام در شوراي انقلاب و نماينده امام در وزارت دفاع و مشاور ايشان بود. تمامي اين مناصب،‌ مناصبي بود كه ايشان را (از نظر موقعيتي) در كنار بني صدر قرار مي داد. اما اختلاف عقيده اين دو در مورد نظام، باعث شده بود كه بارها و بارها و در مسائل مختلف به مخالفت با يكديگر و جبهه گيري عليه هم بپردازند. در حقيقت بسياري از برنامه هاي بني صدر، با موضع گيري آيت الله خامنه اي، ناكام مانده بود. از طرفي، با توجه به سفارش امام، اين جبهه گيري ها مي بايست علني نمي شد. ولي بني صدر به اين توصيه نيز پايبند نبود و بارها و بارها در سخنراني ها و نوشته هاي روزنامه اش (انقلاب اسلامي) عليه آيت الله خامنه اي و ايت الله بهشتي موضع گرفته بود و انواع و اقسام تهمت ها را به اين دو وارد كرده بود.

اين عوامل دست به دست هم دادند تا آيت الله خامنه اي در صدر ليست حذف فيزيكي قرار بگيرد. وي در روز ششم تيرماه و در حال سخنراني در مسجد ابوذر تهران، ترور و به شدت مجروح شد. به گونه اي كه حتي پزشكان از بهبود وي قطع اميد كردند. اما سرانجام آيت الله خامنه اي پس از 42 روز مداواي مستمر، و با تقديم دست راست خود به اسلام، به آغوش ميهن بازگشت.

سید علی خامنه ای دلبر دلمامام در پيامي به آيت الله خامنه اي به مناسبت ترور نافرجام وي گفت: "خدا را شكر كه دشمنان اسلام را از گروه ها و اشخاص احمق قرار داده... اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن علي هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد و سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب مي باشيد، ميزان تفكر سياسي خود و طرفداري از خلق و مخالفت با ستمگر را به ثبت رساندند. اينان با سوء قصد به شما، عواطف ميليون ها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلكه در جهان جريحه دار نمودند. اينان آن قدراز بينش سياسي بي نصيبند كه بي درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت، به اين جنايت دست زدند و به كسي سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد،‌ در گوش مسلمين جهان طنين انداز است.... ما در پيشگاه خداوند متعال و ولي بر حق او حضرت بقية الله ارواحنا فداه، افتخار مي كنيم به سربازاني كه در جبهه و در پشت جبهه كه شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالي به سر مي برند. من به شما خامنه اي عزيز تبريك مي گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه ها با لباس روحاني،  به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي،‌ سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم." (هفتم تير)

شهيد بهشتي نيز، يكي ديگر از اركان نظام محسوب مي شد كه حضور وي در قسسمت هاي مختلف، بخصوص در سمت رياست قوه قضائيه، مشكلات متعددي را براي مخالفين نظام به وجود آورده بود. وي از ياران ديرين امام و از دوستان قديمي آيت الله خامنه اي بود. اين دو،  به همراه افرادي چون آيت الله هاشمي رفسنجاني و حجت الاسلام دكتر محمد باهنر، از همان ابتداي انقلاب در سال 1341، به حمايت از اقدامات امام و همكاري با وي مي پرداختند. به گونه اي كه آنها در سالهاي آخر حكومت رژيم پهلوي، بنيانگذار احزابي چون حزب جمهوري اسلامي و جامعه روحانيت مبارز و اولين اعضاي شوراي انقلاب اسلامي بودند. از طرفي در مسائل متعدد به مخالفت با برنامه هاي طيف ضد انقلاب پرداخته بودند.

لذا آيت الله بهشتي، يكي ديگر از گزينه هاي مهم براي حذف فيزيكي به شمار مي رفت كه در بمب گذاري دفتر حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيد. نزديكي آيت الله بهشتي و آيت الله خامنه اي به حدي بود كه ايت الله خامنه اي، در اولين لحظات به هوش آمدن، علاقمند به ديدن وي بوده كه مسؤولين بيمارستان با بهانه مشغله كاري دكتر بهشتي، ايشان را از اين ملاقات منصرف مي كنند. اين بهانه ها به تدريج،‌ حساسيتي در ذهن آيت الله خامنه اي ايجاد مي كند و از طرفي در اختيار قرار ندادن راديو و روزنامه، به اين حساسيت قوت مي بخشد. تا آن كه پس از گذشت چندين روز، خبر زخمي شدن آيت الله بهشتي را به آيت الله خامنه اي مي دهند. و پس از اندكي حقيقت ماجرا براي ايشان آشكار مي گردد. آيت الله خامنه اي در مورد شهيد بهشتي مي گويد:

"مرحوم بهشتي دو جنبه دارد: يكي جنبه شخصيت آقاي بهشتي است و ديگر جنبه عاطفي اوست. ايشان واقعا براي دوستان نزديكش، از لحاظ عاطفي، خيلي محبوبيت داشت... در خصوصيات آن شهيد، خشونت نبود. بدي و بدخواهي نبود. بي جهت عصباني نمي شد و بي خودي كسي را نمي رنجاند..."

ته مجاله: چند روزي نتونستم به وبلاگ سر بزنم و اون رو به روز كنم. الان هم كه ديگه لابد كنكوري ها وقت خاطره خوندن ندارن. واسه همين، سعي مي كنم روز دوشنبه، چند تا نكته بسيار مهم رو براي موفقيت در كنكور تو وبلاگم بنويسم. ان شاء الله كه به دردشون بخوره.

شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۳
شما چي مي گين؟
ساعت:٥:۳٤ ‎ق.ظ