عهدنامه ننگين - مجال

وبلاگ مجال؛ محمد تقي خرسندي

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك
الحجة بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعة
و في كل ساعة
وليا و حافظا
و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا
حتي تسكنه ارضك طوعا
و تمتعه فيها طويلا
برحمتك يا ارحم الراحمين



لوگوي وبلاگ من: وبلاگ محمد تقي خرسندي



آمار بازديد

محمد  تقي خرسندي

آرشيومطالب وبلاگ


بسم رب المهدي المنتظر

بچه ها سلام.

شهادت حضرت زهرا(س) رو به همه تون تسليت مي گم. شايد عجيب باشه كه چرا من در اين روزها به جاي ذكر فضايل حضرت زهرا(س) يا ذكر مصيبت هاي وارده بر ايشون، مطالبي رو در مورد اون دو ملعون مي نويسم؟ بايد بگم كه علتش اينه كه تو اين چند روز حتما در مجالس مختلف، اين مسائل رو ميشنويد. ولي بعضي چيزا هستش كه به دلايلي نميشه تو مجالس عمومي عنوان بشه. قصد من هم بيان اون مطالب در حد اطلاعاتمه. براي توضيح اين كارم به چند تا حديث اشاره مي كنم:

 

1-     جابر از امام باقر(ع)  روايت كرده است: (بحار)

      هر كس به بديها، فتنه ها و ظلمي كه به ما وارد آمده، شناخت نداشته باشد، با آنان كه در حق ما بدي و ظلم و ستم كرده اند شريك است.

2-     امام كاظم (ع) فرمود: (كافي)

آن دو كافرند. لعنت خدا و فرشتگان و مردم بر آنان باد. به خدا سوگند در قلب هيچ يك از آن دو ذزه اي از ايمان داخل نشد.... آن دو مكار شك انداز منافق بودند تا آنكه فرشتگان عذاب جانشان را گرفتند.

3-     حضرت علي (ع) به مردي كه مشغول لعن گفتن بود، پس از پايان لعنتش فرمود:

نخواستم تو را از لعن بر آن دو باز دارم. زيرا كه لعن از سلام و صلوات بر محمد و آل محمد فضيلتش بيشتر است.(مجمع النورين و ملتقي البحرين)

 

بيعت اجباري:

پس از آن كه ابوبكر وعمر به اجبار از علي(ع) بيعت گرفتند(1) علي(ع) گفت:«الله اكبر! چه دقيق وفا كرديد به صحيفه ملعونه تان كه با هم در كعبه بر سر آن عهد و پيمان بستيد.»

ابوبكر گفت: از كجا اين مطلب را دانستي؟ ما تورا از ان مطلع نكرده بوديم.

علي(ع) گفت: اي زبير! اي سلمان! اي اباذر!اي مقداد! شما را به خدا و اسلام، مي پرسم كه آيا از پيامبر نشنيديد كه در حضور شما فرمود: «فلاني و فلاني تا انكه حضرت نام همين پنج نفر(ابوبكر،عمر، ابوعبيده، معاذ و سالم) را برد- مابين خود نوشته اي نوشته اند و در آن هم پيمان شده اند و بر كاري كه كرده اند قسم ها خورده اند كه .....»

آنان گفتند: آري ما از پيامبر شنيديم كه ... تو گفتي: پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله! هر گاه چنين شد دستور ميدهي چه كنم؟ پيامبر فرمود: اگر ياراني بر عليه آنان يافتي با آنها جهاد كن و اعلام جنگ نما و اگر ياراني نيافتي بيعت كن و خون خود را حفظ نما.

علي گفت: به خدا قسم اگر آن چهل نفر كه با من بيعت كردند، وفا مي نمودند، در راه خدا با شما جهاد مي نمودم. ولي به خدا قسم بدانيد كه احدي از نسل شما تا روز قيامت به خلافت دست پيدا نخواهد كرد.

 

و اما  داستان عهد نامه:

اول كساني كه بر غصب خلافت هم پيمان شدند، ابوبكر و عمر بودند و پايه پيمانشان اين بود كه:

  «اگر محمد بميرد و يا كشته شود، اين امر خلافت را از اهل بيتش بگيريم. به طوري كه تا ما هستيم، احدي از آنان به خلافت دست نيابد.»

بعد از آن ابو عبيده جراح و معاذ بن جبل و در آخر سالم غلام حذيفه هم به آنان پيوستند. اين افراد جمع شده، داخل كعبه رفتند و نوشته اي نوشتند كه:  «اگر محمد بميرد و يا كشته شود، اين امر خلافت را از اهل بيتش بگيريم. به طوري كه تا ما هستيم، احدي از آنان به خلافت دست نيابد.» و در تمام اين قضايا عايشه و حفصه (همسران پيامبر) جاسوس پدرانشان (ابوبكر و عمر) در خانه پيامبر بودند.

سپس ابوبكر و عمر سراغ منافقين و آزاد شدگان فرستادند و مابين خود مشورت كرده، به اين نتيجه رسيدند كه هنگام بازگشت پيامبر از حجه الوداع، د رگردنه «هرشي» در نزديكي جحفه شتر پيامبر را برمانند و به اين طريق حضرت را به قتل برسانند. كساني كه نقشه را بر عهده داشتند چهارده نفر بودند كه در جنگ تبوك هم همين نقشه را بر عهده داشتند ولي نقشه آنان خنثي شد.

اميرالمومنين از طرف خدا در غدير خم منصوب شد و سپس پيامبر حركت كرد تا به گردنه «هرشي» رسيد و آن عده جلوتر رفتند و بر سر راه پنهان شدند. ولي اين بار هم خدا آنها را مفتضح كرد و پيامبرش را حفظ نمود.

وقتي وارد مدينه شدند، همگي در خانه ابوبكر جمع شدند و در بين خود نوشته اي نوشتند و آنچه در مورد خلافت تعهد كرده بودند در آن ذكر كردند كه اولين مطلب آن شكستن پيمان و ولايت علي(ع)  بود. و اين كه خلافت از ان ابوبكر و عمر و ابوعبيده است و سالم نيز با آنان است و از اين عده خارج نمي شود.

صحيفه دوم را سي و چهار نفر امضا كردند كه چهارده نفر آنها، همان كمين كنندگان در گردنه هرشي بودند كه عبارت بودند از:

ابوبكر- عمر- عثمان- معاويه- عمر و عاص- طلحه- ابوعبيده جراح- عبدالرحمن بن عوف- سالم- معاذ بن جبل- ابوموسي اشعري- مغيره بن شعبه- سعد بن ابي وقاص- اوس بن حدثان

و بيست نفر ديگر عبارت بودند از:

ابوسفيان- عكرمه بن ابو جهل- خالد بن وليد- بشير بن سعيد- سهيل بن عمرو- صهيب بن سنان- ابوالاعور اسلمي- صفوان بن اميه- سعيد بن عاص- عياش بن ابي ربيعه- حكيم بن حزام- مطيع بن اسود مدري و چند نفر ديگر كه هر كدام از اينان جمعيت عظيمي را به دنبال خود داشتند كه حرف آنها را فبول مي كردند و از آنها اطاعت مي نمودند.

نويسنده اين صحيفه سعيد بن عاص اموي بود كه آن را در محرم سال دهم هجرت نوشت و آن را به ابو عبيده جراح سپردند و او آن را به مكه فرستاد. اين صحيفه تا زمان عمر در كعبه مدفون بود.

 

به نقل از كتاب اسرار آل محمد (كتاب سليم)

1- د راين مورد ان شاء الله  بعدا خواهم نوشت

دوشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸۳
شما چي مي گين؟
ساعت:٢:٠٤ ‎ق.ظ