مشکلاتی در مشهد

از زمان بچگي، هر وقت به مشهد می آمدم، از اين که در اين شهر با وجود اين همه مسافر، همه لوازم ضروری و نيمه ضروری به وفور يافت می شود، تعجب می کردم. به خصوص انواع مواد خوراکی به وفور و با قيمت مناسب در اين شهر پيدا می شود. همچنين حمل و نقل در اين شهر (به جز در قسمت بسيار محدود ی در اطراف حرم) تقريبا به صورت مناسبی جران دارد و وسايل نقليه عمومی نسبتا به اندازه کافی وجود دارد. اما دو موضوع از همان سال ها به صورت معضلاتی در اين شهر در ذهن من مانده است.
موضوع اول آن که عليرغم آن که از حدود بيست سال پيش، در کنار طرح توسعه حرم، بافت قديمی شهر هم رو به نوسازی رفت، اما ظاهرا هيچ طرح جامع شهری برای اين شهر بزرگ در نظر گرفته نشده است. به خصوص در محدوده اطراف حرم مطهر، ساخت و سازها به شکل ظاهرا بی حساب و کتابی در حال انجام است. مهمانپذيرها و آپارتمان های چند طبقهدر کوچه های بسيار باريک اطراف حرم مثل قارچ رشد کرده اند و معمولا کمتر زمينی در هنگام نوسازی ساختمان عقب نشينی می کند و يا ميزان عقب نشينی آن بسيار کمتر از آن چيزی است که بايد باشد.
اين معضل به تدريج و با افزايش امکانات سفر به مشهد و افزايش چشمگير مسافرين، روز به روز بيشتر خود را نشان می دهد. حتی کوچه های بسيار باريک اطراف حرم مطهر به دليل نبودن پارکسنگ در مهمانپذيرها و آپارتمان ها به پارکينگ تبديل شده است. متاسفانه ساخت و سازهای جديد هم نشان می دهد که هنوز برای ساماندهی اوضاع ساخت و ساز در محدوده اطراف حرم، برنامه ای تدويسن نشده است (يا لااقل اجرا نمی شود).
معضل دومی که همواره در اين شهر وجود داشته است، تامين نان، به عنوان قوت اوليه خانواده های ايرانی است. اگرچه مسوولين قصد داشتند اين مساله را نيز در حدود ۱۵ -۲۰ سال پيش با وارد کردن نان های صنعتی بسته بندی شده به بازار حل کنند، اما عدم استقبال مردم از اين نان ها که با ذائقه آن ها همخوانی نداشت باعث شد که معضل تامين نان هنوز هم يکی از مشکلات اصلی زائرين (به خصوص در اطراف حرم) باشد.
نکته تاسف آور تر آن است که نان های توليدی در نانوايی ها نيز از بدترين کيفيت ممکن برخوردار است. به طوری که شخصا می توانم ادعا کنم که در هيچ کدام از شهرهايی که تا کنون به آن ها سفر کرده ام، نانی با اين کيفيت بد نديده ام. به جرات می توان گفت که اگر ضرورت استفاده از اين نان برای مسافرين نبود، حداقل بيش از ۵۰درصد آن به صورت دورريز در می آمد. هرچند که فکر می کنم حتی با وجود اين اضطرار، هنوز بيش از ۲۰درصد نان در اين منطقه دور ريخته می شود.
با توجه به وجود آرد کافی در اين شهر، به نظر می رسد که مساله تامين نان مناسب و کافی بايد خيلی پيش تر از اين و به راحتی با توليد نان های نيمه صنعتی حل می شد. اما متاسفانه مديريت نامطلوب در اين عرصه باعث شده که زائرين بسياری با اين مشکل دست و پنجه نرم کنند.
چند سال پيش در آماری که از تلويزيون پخش می شد، اعلام شد که تعداد زائرين در سال ۱۳۸۰ در حدود ۱۶ ميليون نفر و اين تعداد در سال ۱۴۰۰ به ۶۰ ميليون نفر خواهد رسيد. اين رشد سريع، عليرغم آن که نشان دهنده ميزان علاقمندی ايرانيان (و ساير شيعيان جهان) به تنها امام مدفون در کشورشان می باشد، زنگ خطری است برای شهر مشهدُ در ضورتی که فکری برای آن نشود.
راه حل ساده است، فقط جرات تصميم گيری و اجرا می خواهد.

***

شکر نعمت: چند سال پيش که با يک اردوی دانشجويی به مشهد می آمدم، يکی از دوستان حرف جالبی زد: «بچه ها! خدا رو شکر کنين که آقامون انقدر مهربونه که هر وقت دلمون براش تنگ می شه يا از نظر اخلاقی و عقيدتی احتياج پيدا می کنيم، دعوتمون می کنه بيايم مشهد..» وافعا که الحمد لله.
در ضمن به دوستانی که در مطلب قبلی کامنت گذاشتند و يا در اين چند روز آفلاين گذاشتند و يا ايميل زدند عرض کنم که قبل از اين که بگويند تقريبا از طرف همه شان دعا کردم. جالب است که دقيقا کسانی پيام دادند که من آنها را با اسم (يا اگه بلد نبودم، با آيدی) ياد کرده بودم. (لذا اگر به بعضی دوستان جواب ندادم، بگذارند به همان حساب وقت کم و هزينه کافی نت). اين هم برای اين که به دوستان ثابت شود که ما فقط وسيله ايم و خود امام رضا عليه السلام حواسشان به همه چيز است. البته برای اطمينان بيشتر، مجددا از طرف همه اين دوستان عرض ادبی خواهم کرد.

***

ته مجاله: الآن مشهديا شاکی می شن که چرا الکی می گی همه چيز رو به راهه. ما کلی مشکل داريم. بايد عرض کنم که عزيز من! خوب من از ديد يه زائر مساله رو بيان کردم. قطعا بسياری از مشکلاتی که در نتيجه سکونت در يک شهر به چشم ساکنينش مياد، از چشم مسافرا مخفی می مونه. اما به نظرم رسيد که اين دو تا مشکل می تونه معضلات اساسی رو برای آينده نه چندان دور مشهد ايجاد کنه. ضمن اين که اگه من بخوام بقيه مشکلات رو هم بنويسم، کلی وقت می گيره و بايد کلی پول کافی نت بدم (الآن هم که گرونتر شده) پس تا من اين دو تا مشکل رو حل می کنم، شما به فکر بقيه اش باشيد.
اهههههه الآن چه موقع خون دماغ بود. داشتم می رفتم حرم هاااااااا

/ 5 نظر / 8 بازدید
mahya

سلام...زيارت قبول و ممنون از اينکه به يادمون بوديد..التماس دعا

صادق

سلام فرموده بودید که محتاجید به التماس دعا لذا برای التماس دعا خدمت رسيدم. به عنوان یه مشدی ممنون منور زدن دود کرد! یاعلی. ماه شعبان سر نماز صبحت که میای آپ‌لود کنی ما رو هم دعا کن

مرتضی

سلام...محمدتقی وقتی داری از هوای مشهد تنفس می کنی یاد من هم باش و از آقامون بخواه که من رو هم بطلبه. التماس هم نمی کنم دعام کنی. همینجوری دعام کن. ;)

پیاده رو خاطرات

سلام ... با عرض پوزش ازينکه مدتی وبلاگ بی‌صاحاب (!) مانده بود ... علتش اين بود که دسترسی به اينترنت نداشتم .... حالا که دوباره برگشتم می‌بينم شما کلی يادداشت نوشتيد که بايد کم‌کم بخوانم ان‌شاءالله ...

آسمون خاطرات

سلام . زيارت قبول . خيلی التماس دعا ! حالا بالاخره نون پيدا کرديد ؟