روز مبادا

"توقف ناگهاني اتوبوس در آن هواي سرد و زمستاني نمي توانست پيام آور خبر خوبي باشد. به دنبال آقاي راننده، من و چند نفر ديگر از مسافرين هم پياده شديم تا اگر كمكي از دستمان بر مي آمد انجام دهيم و مدت كمتري از شب را در كنار جاده طي كنيم. مشكل ساده اي پيش آمده بود با راه حلي مشخص: تسمه پروانه اتوبوس پاره شده بود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين مشكل معمولا با يك تكه پارچه كشي (مثل جوراب) حل مي شود. اما نه در مورد يك اتوبوس. برف و باران هم اجازه نمي داد كسي به اين راحتي ها به فكر لطف كردن بيافتد و به ما كمك كند. تنها يك چاره مانده بود. تسمه پروانه جديد. براي همين كمك راننده با يك سواري عبوري به شهر رفت و بعد از يكي دو ساعت با يك تسمه پروانه نو برگشت.

با داشتن تسمه پروانه، ديگر مشكل حادي وجود نداشت. در چند دقيقه تسمه در محل خود نصب و اتوبوس روشن شد. در همين لحظه بود كه توجهم به گوشه اي از صندوق اتوبوس جذب شد. اول فكر كردم اشتباه كرده ام. اما وقتي دقت كردم، متوجه شدم اشتباهي در كار نيست. يك تسمه پروانه سالم در گوشه صندوق بود.

راننده را صدا كردم و موضوع را به او گفتم. اما هر چه منتظر ماندم، از تعجب كردن راننده خبري نشد. براي همين به او اعتراض كردم كه چرا از اين تسمه پروانه استفاده نكرد و چند خانواده را چندين ساعت در زمستان و تاريكي در كنار جاده معطل كرده است. اما پاسخ آقاي راننده آنقدر قانع كننده بود كه ديگر بحث را ادامه ندادم: "اون تسمه براي روز مبادا است."

***

از روزهاي ابتدايي بررسي بودجه 85 در مجلس و به خصوص پس از بحث هاي داغ در مورد بودجه عمراني، مرتب به ياد اين خاطره مي افتم كه يكي از اقوام برايمان تعريف كرده بود. سال ها به دليل نبود بودجه كافي، بسياري از طرح هاي عمراني با وقفه مواجه شده است. اما بعد از مدت ها كه به يك ثبات نسبي اقتصادي و درآمد نفتي بالا دست پيدا كرده ايم، عده اي معتقدند كه اين پول را بايد براي روز مبادا نگاه داشت و همچنان با بدبختي و فلاكت به كار ادامه داد.

البته اين حرف براي شرايطي كه قيمت نفت مرتبا با نوسان مواجه مي شد و احتمال هيچ نوع پيش بيني از آينده وجود نداشت، نكته مهم و درستي بود. اما در شرايطي كه تمام پيش بيني ها از افزايش قيمت نفت در سال هاي آتي خبر مي دهد، معلوم نيست چه دليلي براي تعويق بيشتر پروژه هاي عمراني وجود دارد.

اقتصاد دانان ما هم كه ظاهرا از كل اقتصاد، فقط يك نكته را ياد گرفته اند: "افزايش نقدينگي موجب تورم مي شود." انگار كه نتيجه افزايش نقدينگي تورم است و تنها عامل تورم افزايش نقدينگي. و انگار كه مناسبات اقتصادي، هيچ فاكتور كنترل كننده ديگري به جز نقدينگي براي تورم وجود ندارد. با توجه به همين اصل ساده (و بدون در نظر گرفتن ساير پارامترهاي مؤثر) مدام شعار مي دهند كه: "اين بودجه تورم زا است."

البته جاي شكي وجود ندارد كه اگر نقدينگي بدون هيچ كنترلي در جامعه وارد شود، با بالا بردن قدرت خريد مردم و بالاتر رفتن تقاضا نسبت به توليد، باعث افزايش قيمت ها و تورم خواهد شد. اما قطعا راه هاي كنترل كننده اي نيز براي اين مساله وجود دارد كه وظيفه اقتصاد دانان شناسايي اين راه ها است.

قطعا ساده ترين راه در اين زمينه هم خارج كردن بخشي از نقدينگي از جامعه است. كه راحت ترين راه براي اين كار هم عرضه اوراق مشاركت است. به همين سادگي. يعني نيازي به فكر كردن نيست. كاري كه ظاهرا اقتصاد دانان ما به آن عادت كرده اند (فكر نكردن). بعد هم اين اوراق مشاركت باعث بازگشت سرمايه هاي بيشتري به جامعه مي شود و چند سال بعد، روز از نو و روزي از نو...

راه ديگر افزايش واردات است. به عبارتي افزايش عرضه براي جبران تقاضا. اين هم راه حل ساده اي است. شايد در ترم هاي اول اقتصاد تدريس مي شود كه همه اقتصاد دانان ما با آن آشنا هستند. بعد هم محصولات داخلي به محاق مي روند و بيكاري افزايش مي يابد. ضمن آن كه بازار خوبي هم براي كشورهاي اروپايي پيدا شده است. اصلا معلوم نيست اگر قرار بود با اين راه ها كشور اداره شود، چه نيازي به اقتصاد دانان بود. اين را هر بچه چهار ساله اي مي فهمد.

اقتصاد داناني هم كه ادعاي كار درستي دارند، فقط اعلام خطر مي كنند. البته اگر كار اصلي اقتصاد دانان را فكر نكردن بدانيم، واقعا اين بخش از اقتصاد دانان به زحمت مي افتند كه اعلام خطر مي كنند.

متاسفانه راه حل هاي ديگر به ندرت مورد توجه قرار مي گيرند. يا بهتر بگوييم، اصلا شناسايي نمي شوند كه مورد توجه قرار گيرند. مثلا هنوز يك ماه نگذشته كه حدود 3 ميليارد دلار از نقدينگي كشور با ثبت نام فيش هاي موبايل از جامعه خارح شد (ثبت نام حدود 8 ميليون متقاضي و براي هر نفر 360 هزار تومان).  اين خروج سرمايه نه تنها باز توليد سرمايه اي در جامعه ندارد، بلكه سالانه حداقل حدود 1 ميليارد دلار هم بابت هزينه مكالمه با تلفن همراه از جامعه خارج و به جيب دولت مي ريزد.

ضمن آن كه بخش عمده بودجه پيشنهادي دولت مربوط به پروژه هاي عمراني اي است كه معمولا قسمت بزرگي از اين بودجه صرف تجهيزات مي شود. به اين ترتيب اشتغال بسياري (چه براي تامين قطعات و مواد اوليه و چه اجراي پروژه) در كشور توليد مي شود كه آثار اجتماعي مثبت كم شدن بيكاري به مراتب از آثار زيان بار تورم بيشتر خواهد بود.

و مهم ترين عامل در كنترل تورم هم نظارت دقيق بر عملكرد اصناف است كه تقريبا اين نظارت در كشور ما وجود ندارد. بسياري اصناف با كوچكترين بهانه اي دست به افزايش قيمت مي زنند و در اين قبال پاسخگوي هيچ نهادي هم نيستند.

رييس جمهور در آخرين سخنراني خود در جمع مردم استان گلستان از ارائه متمم بودجه عمراني به مجلس در اوايل سال آتي خبر داد. اتفاقي كه احتمالا در عمر بودجه نويسي كشور بي نظير باشد. اما دولت احمدي نژاد بايد توجه داشته باشد كه صرف 16 ساعت كار كردن وزرا و رييس جمهور و يا برنامه ريزي انجام فعاليت هاي عمراني براي مقابله با تورم كافي نخواهد بود. نظارت بر عملكرد دستگاه ها، به خصوص با عادي شدن كم كاري در سال هاي اخير، كاري بسيار مشكل است. علاوه بر آن كه عملا اختيارات رييس جمهور در نظارت و مجازات دستگاه هاي متخلف بسيار محدود تر از آن چيزي است كه احمدي نژاد ادعاي آن را مي كند.

از تمام اين امور گذشته، احمدي نژاد بايد توجه داشته باشد كه مخالفان وي بيش از اين آرام نخواهد نشست و به زودي از حيرت شكست در انتخابات خارج شده و دست به كار شكني خواهند زد. و اين بودجه بهترين بهانه براي آنها جهت افزايش قيمت ها و ايجاد نارضايتي در مردم خواهد بود. رييس جمهور بايد بداند كه اختيار تمام مملكت در دست وي نيست و هنوز نقاط كليدي و تاثير گذار بسياري در دست مخالفان وي وجود دارد كه حتي اگر رييس جمهور يك بودجه "نر" هم به مجلس ارائه مي كرد، آنها آن بودجه را وادار به زاييدن تورم مي كردند.

***

شكر نعمت: از دوستاني كه تو اين مدت سر زدند و با وبلاگ به روز نشده روبرو شدند، عذر مي خواهم. همين كه بعد از بيش از يك ماه مجددا مي تونم دست به قلم (كيبورد) ببرم و مطلب بنويسم، جاي شكر داره. الحمدلله

***

ته مجاله: آخه آدم چي بگه در مورد اين چهارشنبه سوري (صوري؟ سوزي؟) وقتي مردم عقلشون نمي كشه بعضي كارها چه هزينه هايي براي خودشون و ديگران و جامعه داره و نظام هم نمي تونه راهي پيدا كنه كه مردم درست و حسابي هيجاناتشون رو خالي كنن، هر بلايي تو اين روز سرمون بياد حقمونه.

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد مهدي

سلام مجدد راستی لينک وبلاگ حضرتعالی رو در وبلاگم قرار دادم از اين جسارت معذرت می خواهم.

محمد(ساده وصميمي)

بنام خدا، سلام، سال نو را (مجددا) همراه با فرا رسيدن ماه ربيع الاول تبريك مي گم. از خداوند تبارك و تعالي، سال بسيار خوب، پربار و سرشار از موفقيتي را براي شما خواستارم. انشاء الله كه در ظل توجهات حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، در اين سال علاوه بر پيشرفت و موفقيت در همه جوانب زندگي، وبلاگي پربارتر از گذشته داشته باشي. موفق و مؤيد باشيد. ياحق

محمد(ساده وصميمي)

ضمنا نمي دونم چرا وبلاگ تو هم شده مثل وبلاگ آدمهاي متأهل!؟ شيريني افتاديم. (شايدم خيلي دير اومديم).

peikesaba

عنوان اين يادداشت من را ياد اين شعر قيصر انداخت ربطش را خودتون پيدا کنين روز مبادا وقتی تو نيستی نه هست های ما چونان که بايدند نه بايدها مثل هميشه حرف آخرم را وآخر حرفمرابا بغض می خورم عمريست لبخند های لاغر خود را در دل ذخيره می کنم باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقويم روزی به نام روز مبادا نيست آن روز هر چه باشد روزی شبيه ديروز روزی شبيه فردا روزی درست مثل همين روز های ماست اما کسی چه ميداند شايد امروز نيز روز مبادا باشد وقتی تو نيستی نه هست های ما چونان که بايدند نه بايدها هرروز بی تو روز مباداست.

زهرا

سلام ، سال نو مبارک . امیدوارم سالی سرشار از سلامت و سعادت داشته باشید .

یک سردبیر

از این مطلب آخری تون کلی خوشم اومده . یه مطلب جدید دادم بالا . طولانیه ولی اگه وقت کنید و بخونیدش و نظرتونو بگید خیلی خیلی خوش حال می شم . فعلا".

بیقرار ظهور

دوست گرامی از وبلاك بسیار خوب شما باز ديد شد وبلاک شما « بیقرار ظهور » به روز است از حضور سبز شما استقبال نموده و از اظهار نظر ارزشمندتان خرسند خواهيم شد در ضمن جهت نگهداری تصاویر خود می توانید از فضای رایگان زیر استفاده فرمایید http://www.peratik.com/ecard/index.php سربلند باشيد

محمد (ساده و صميمي)

بنام خدا، سلام، ميلاد با سعادت حضرت رسول اكرم صلي الله و عليه آله و امام صادق عليه السلام، رييس مذهب تشيع را تبريك مي گم./// فكر كنم اين دفعه ديگه ركورد زديا. /// ياحق