اولين بيعت کننده

از امام صادق(ع)در مورد «غير المغضوب عليهم» روايت شده كه فرمودند: مراد اولي و دومي و سومي و ناصبيان هستند. (تفسير عياشي)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امام باقر(ع) درباره آيه شريفه «يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر» فرمودند: مراد ازاليسر (آسايش) اميرالمؤمنين و العسر (سختي) اولي و دومي است. (تفسير برهان)

امام باقر(ع) در باره آيه شريفه «و ينهي عن الفحشاء و المنكر و البغي» فرمودند: مراد از فحشاء، اولي و منكر دومي و بغي سومي است. (تفسير عياشي)

 

اولين بيعت كننده

سلمان فارسي مي گويد: كار مردم را به علي در حالي كه پيامبر را غسل مي داد خبر دادم و گفتم: ابوبكر هم اكنون بر فراز منبر پيامبر قرار گرفته و راضي نمي شود كه مردم با يك دست با او بيعت كنند، بلكه بايد با هر دو دست راست و چپ با او بيعت كنند.

علي فرمود: اي سلمان آيا ميداني كه اولين كسي كه با او بر منبر پيامبر بيعت كرد كه بود؟

گفتم: نه. ولي او را د رسقيفه بني ساعده ديدم، هنگامي كه انصار محكوم شدند و اولين كساني كه با او بيعت كردند، مغيره بن شعبه و سپس بشير بن سعيد و بعد ابو عبيده جراح وبعد عمر بن خطاب و سپس سالممولي ابوحذيفه و معاذ بن جبل بودند.

فرمود: درباره ايشان از تو سؤال نكردم. آيا دانستي هنگامي كه از منبر بالا رفت، اولين كسي كه با او بيعت كرد كه بود؟

گفتم: نه. ولي پيرمرد سالخورده اي ديم كه بر عصايش تكيه كرده بود و بين دو چشمانش جاي سجده اي بود كه پينه آن بسيار بريده شده بود. او اولين نفري بود كه از منبر بالا رفت و تعظيمي كرد و در حالي كه مي گريست گفت: «سپاس خدايي كه مرا نميراند تا تو را در اين مكان ديدم. دستت را براي بيعت باز كن» ابوبكر هم دستش را دراز كرد و با او بيعت كرد. سپس گفت: «روزي است مثل روز آدم»

علي فرمود اي سلمان مي داني او كه بود؟

گفتم: نه. ولي گفتارش مرا ناراحت كرد. گويي مرگ پيامبر را با شماتت و مسخره ياد مي كرد.

فرمود: او ابليس بود. خدا او را لعنت كند. پيامبر خبر داد مرا كه ابليس و رؤساي اصحابش هنگام منصوب كردن من توسط آن حضرت به امر خداوند در روز غدير خم حاضر بودند. آن حضرت به مردم خبر داد كه من نسبت به آنان از خودشان صاحب اختيارترم و به ايشان دستور داد كه حاضران به غايبانبرسانند.

در آن روز شياطين و مريدان از اصحاب ابليس رو به او كردند و گفتند: اين امت مورد رحمت قرار گرفته و حفظ شده اند و ديگر تو را و ما را بر اينان راهي نيست. چراكه پناه و امام بعد از پيامبرشان بر ايشان شناسانده شد. ابليس غمگين و محزون رفت.

بعد از آن پيامبر به من خبر داد و فرمود: مردم در سقيفه بني ساعده با ابوبكر بيعت ميكنند بعد از آنكه با حق ما و دليل ما استدلال كنند. سپس به مسجد ميآيند و اولين كسي كه بر منبر من با او بيعت خواهد كرد، ابليس است كه به صورت پيرمرد سالخورده پيشاني پينه بسته چنين و چنان خواهد گفت.

سپس خارج ميشود و اصحاب و شياطين و ابليس هايش را جمع ميكند. آنان به سجده مي افتند و ميگويند: «اي آقاي ما! اي بزرگ ما! تو بودي كه آدم را از بهشت بيرون كردي.»

ابليس ميگويد: «كدام امت پس از پيامبرشان گمراه نشدند؟ هرگز! گمان كردهايد كه من بر اينان سلطه و راهي ندارم؟ كار مرا چگونه ديديد هنگامي كه آنچه خداوند و پيامبرش درباره اطاعت او دستور داده بودند، ترك كردند.»

و اين همان قول خداوند تعالي است كه : ابليس گمان خود را به آنان درست نشان داد و آنان، به جز گروهي از مؤمنين، او را متابعت كردند.(سوره سبا – 20)

(كتاب سليم اولين و قديمي ترين كتاب معتبر شيعه)

 

بد نيست اينجا يك داستان ديگر را هم نقل كنم:

 

آنجا كه ابليس كم ميآورد!

اميرالمومنين مي فرمايد: روزي به سمت بيرون كوفه خارج شدم و قنبر پيشاپيش من درحركت بود. د راين هنگام ابليس رو به ما ميآمد. من به او گفتم: تو پيرمرد بدي هستي.

گفت: يا اميرالمومنين چرا چنين مي گويي؟به خدا قسم برايت حديثي نقل كنم كه خودم بدون واسطه ا ز خداي عز وجل شنيده ام:

آن هنگام كه به خاطر گناهم به آسمان چهارم فرود آمدم، چنين ندا كردم: اي خداي من و اي سيد من! گمان نمي كنم مخلوقي شقي تر از من خلق كرده باشي.

خداوند به من چنين وحي كرد: بلي. از تو شقي تر خلق كرده ام. نزد مالك، خزانه دار جهنم برو تا به تو نشان دهد.

نزد مالك رفتم و گفتم: خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد شقي تر از من را نشانم بده.

مالك مرا به جهنم برد و در طبقه بالا را برداشت. آتش سياهي بيرون امد كه گمان كرد مرا و مالك را درخود فرو برد. مالك به اتش گفت: آرام باش. و آرام گرفت.

سپس مرا به طبقه دوم برد. آتشي بيرون آمد كه از اولي سياهتر و گرمتربود. به آن گفت: خاموش باش. و خاموش شد. تا آنكه مرا به طبقه هفتم برد و هر آتشي كه از طبقه اي خارج مي شد، شديد تر از طبقه قبل بود.

در طبقه هفتم آتشي بيرون امد كه گمان كردم مرا و مالك را و همه آنچه را كه خداوند عزو جل خلق كرده، درخود فرو برد. دست بر چشمانم گذاردم و گفتم:اي مالك دستور بده تا خاموش شود وگرنه من خاموش ميشوم. مالك گفت: تو تا روز معين خاموش نخواهي شد.  سپسدستور داد و آن آتش خاموش شد.

در آنجا دو مرد را ديدم كه بر  گردنشان زنجير آتشين بود و آنان را از بالا آويزان كرده بودند و بالاي سر آنان عده اي آنها را با تازيانه هاي آتش مي زدند.

پرسيدم: اي مالك اينان كيانند؟

گفت: آيا آنچه بر ساق عرش بود، نخوانده اي؟

- و من قبلا يعني دو هزار سال قبل از آنكه خداوند دنيا را خلق كند خوانده بودم: -  لا اله الا الله، محمد رسول الله، ايدته و نصرته بعلي.

مالك گفت: اين دو نفر، دشمن آنان و ظالمين بر ايشان هستند.

(بحار به نقل از كتاب اختصاص شيخ مفيد)

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Alireza

روايت خوبی بود روايت دومی در اخر گمی نامفهوم بود ولی در هر حال ممنون .

hamed

خيلی خوب بود

mahtab

سلام...خيلی خيلی خيلی جالب بود.....موفق و مويد و سربلند باشيد

هم زبون

سلام ... ممنون که سر زدين .... متن تازتونو خوندم .... تودلمون جز لعن اين سه نفر هيچ نشونه ی ديگری ازشون پيدا نيست .... البته در استناد به بحار يه کمی احتياط بايد کرد ... اگرچه چيزی که شما نقل کردين معقول بنظر مياد ...

افشين

نمي‌دونم و نمي‌خواهم قضاوت كنم كه اين چيزها تا چه حد حقيقت داره، ولي مطمئن هستم اين بحثها ما رو به جايي نمي‌رسونه، چيزي كه مهمه اينه كه در اين عصر هم وضع شيعيان و هم وضع سنيها خيلي فاجعه باره، از همه چيز عقب موند‌ايم. اغراق نيست اگه بگم مايه ننگ رسول خدا شديم. تفرقه بسه !!!! برادر من به اين فكر كن كه چه بايد كرد. چه وظيفه‌اي داريم و ... سعي كنيم همه به خودآگاهي برسيم. بقول دكتر شريعتي اگر در مكان و زماني كه بايد باشي نباشي ديگر تفاوتي نمي‌كنه كه كجا باشي، به شراب ايستاده‌ باشي يا به نماز هيچ فرقي نداره

سيد صادق حجازي

با سلام کارت ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ايول با با من هر جا فحش و نا سزا وبدو بيراه به اين بی پدرا حرومزاده ها ملعونا و ............ بدن حال ميکنم خدا تو ++فيقت بده

حاج محسن

سلام :::::والمرصادحق ::::: يا فاطمه زهرا س

علی انصاری

سلام دلور خسته نباشيد ....... وبلاگ جالبی داريد ...... فقط يه مشکل داره ؛ اونهم دير بالا اومدنشه (مثل وبلاگ خودم !! ) فکر کنم دليلش اينه کخ پيام ها رو توی وبلاگ باز گذاشتی ...... در مورد مطلب هم بعدا نظر ميدم چون نخوندمش ..... يا علی

یوسف

مثل همیشه بسیار آموزنده و کامل... موفق باشی... دیده بان برج مینو

taha

بابا دستت درد نکنه.پس چرا کمکم نميکنی.تو رو خدا خلاصم کن!!امروز ۸۴ تا ايميل نخونده دارم!!!!!!