فارسی بنويسيم

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

از دوران دبستان، نوشتن يكي از بزرگترين مشكلات من، به خصوص در مسائل درسي محسوب مي شد. از هيچ درسي به اندازه انشا متنفر نبودم. درسي كه هيچ وقت دوست نداشتم سر كلاسش بروم. اما به هر حال، مجبور به شركت در كلاس ها و نوشتن انشا بودم.

چند روز پيش در حين ديد و بازديد عيد، به منزل يكي از اقواممان رفتيم كه فرزندشان در كلاس سوم دبستان تحصيل مي كند. بر خلاف زمان ما، دانش آموزان فعلي در اين مقطع داراي دو كتاب فارسي با نام ها ي "فارسي بنويسيم" و "فارسي بخوانيم" هستند كه همان طور كه از نام كتاب ها مشخص است، يكي براي آموزش قرائت فارسي و ديگري براي تمرين نوشتن (املا و انشا) طراحي شده است.

كتاب فارسي بنويسيم داراي طراحي بسيار جالبي است كه طي آن دانش آموزان را وادار به فكر كردن و نوشتن داستان ها ي مختلف مي كند و خلاقيت ذهني آنان را پرورش مي دهد. در اين كتاب از دانش آموزان خواسته مي شود تا بر اساس متون كتاب "فارسي بخوانيم"، اقدام به نوشتن متون جديد بكنند و يا حتي دانش آموزان را در موقعيت هاي مختلف قرار داده و از آنها مي خواهد كه ادامه داستان را بنويسند و عكس العمل خود را در قبال مسائل مختلف بيان كنند.

در صورت نگاه دقيق و روانشناسانه به اين كتاب و بررسي پاسخ هاي دانش آموزان، به خوبي مي توان به خصوصيات اخلاقي دانش آموزان و دغدغه هاي ذهني آنان پي برد. هرچند كه بعيد مي دانم در مدارس ما به اين نكته توجه چنداني بشود. البته من قصد بررسي روانشناسانه مطالب عنوان شه اين فاميلمان را ندارم (بگذريم كه توانش را هم ندارم).  اما بعضي نوشته هاي وي انقدر جالب و خنده دار بود كه بد نديدم آن ها را در اين وبلاگ مطرح كنم. هرچندكه بعضا به نكاتي هم در ضمن مطلب اشاره خواهم كرد.

يكي از نكاتي كه در نوشته هاي وي كاملا به چشم مي خورد، تاثير پذيري كودكان از برنامه هاي مختلف تلويزيوني بود كه نشان دهنده نقش فعال و سازنده تلويزيون بر اذهان كودكان (و حتي بزرگسالان) مي باشد. به اين مثال ها دقت كنيد:

چه كاري مي تواني بكني تا افتخار كشور باشي؟  - حسين رضازاده باشم.

تصور كن با ماشين زمان به 100 سال آينده رفته اي، چه چيزي مي بيني؟ - ماشين پرنده، ساعتي كه تلويزيون دارد، بچه نوه ام.

با كلمه "خالي" جمله بساز. – آقا سامان اومده. هاي هاي.... از شهر خالي بندا اومده. هاي هاي (سريال پاورچين)

سوغاتي شهر خود را بنويس. – دود

يكي از چيستان ها ي شهر خود را بنويس. – آن چيست كه از عقب ماشين ها به هوا مي رود. (اين سوال و سوال قبل در دو بخش كاملا مچزاي كتاب مطرح شده بود)

اما نكته جالب تري كه در نوشته هاي او به چشم مي خورد، ساده نويسي و دوري از تكلف هايي بود كه مخصوص بزرگترها مي باشد. بعلاوه، در بسياري از جمله ها مي شد برخي اتفاقات زندگي روزمره وي را هم ديد كه مشخصا ذهن وي را به خود مشغول كرده. به اين مثال ها نگاه كنيد:

با دو كلمه "البته" و "حالا" جمله بساز. – البته من نمي خواستم مشق بنويسم، ولي حالا مي نويسم.

ادامه داستان را بنويس: يك روز گرم و آفتابي... – توي ساحل رفتم. ناگهان پرچم سياه را ديدم. پرچم سياه نشانه اين است كه هوا توفاني شده است. اگر نزديك بشويد، ‌غرق مي شويد. آقا ‍دِ فرار.

يك پيام درباره تلفن بده. – تلفن را نبايد بشوريم، ‌مخصوصا با تايد.

 اگر يك روز شهردار بشوي، چه كار مي كني؟ - زمين بازي مي سازم. پارك مي سازم. كوچه مي سازم. خانه مي سازم. منطقه مي سازم. باشگاه مي سازم.

اگر به عيادت بيمار بروي، چه مي كني؟ - او را زياد سوال پيچ نمي كنم و برايش هديه مي برم.

اگر دريا نبود، چه مي شد؟ - ماهي ها آب براي خوردن نداشتند.

با آرامگاه جمله بساز. – آرامگاه جايي است كه در آن سعدي و حافظ و فردوسي دفن مي شوند.

***

ته مجاله: يه سري تغييرات تو اين وبلاگ داده شده كه مي بينيد.  قالب وبلاگ نيز بر اساس اين تغييرات، كمي تغيير خواهد كرد.

لينك وبلاگ هايي كه از ابتداي اسفندماه به روز نشدند را حذف كردم تا جا براي وبلاگ هاي جالب و جديدي كه مي بينم، باز شود.

با كمك يكي از دوستان، اخبار جالب روز از سايت هاي مختلف گردآوري و در وبلاگ قرار داده مي شود.

عكس روز نيز ان شاء الله هر روز آپديت خواهد شد كه البته نيازمند كمك شما دوستان است.

بنا به شرايط زماني و اتفاقات اجتماعي – سياسي – فرهنگي، نظر سنجي هايي در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

/ 8 نظر / 19 بازدید
yas3pid_85

Salam,ajab bacheye bahal o ahle zoghi bude:)) movaffagh bashid

مكتب المهدي

سلام عليکم و رحمه الله. آقا می شناسيد حقير را. ياد ايام.......... انشاء الله توفیقاتی روز افزون داشته باشید. کم توفيقی اين حقير را ببخشيد. يا علي

خاله زهرا

وبلاگم به روز شد ؛خوشحال مي شم نظراتتون را بدونم.التماس دعا .

خاله زهرا

مطلبتون را تازه خوندم .چرا از انشاءبدتون می امد؟شايد آنموقها مثل الان خوب نمی نوشتيد(منظورم اينکه الان خوب مينويسيد .چپکی اشتباهی نشه)اما من زنگ انشاء را وقتی انشام را معمولا باکمک مامانم مينوشتم دوست داشتم .در مورد نوشته های اين پسر کوچولو هم بايد بگم خيلی جالب .چقدر ساده وصادقه .فکر کنم اگر منهم مثل اين انشاء می نوشتم ديگه لازم نبود از کسی کمک می گرفتم .آخه مشکل من سر جمله های ادبی و قلمبه سلمبه بود که بلد نبودم.

مینا

سلام.خوبی؟خدا رحم کرده که از انشا خوشتان نمي آيد.همينها را نوشتی که مريض شدی.خود همينها سنگين است و هضمش راحت نيست.آقای خرسندی!جز من خيلی کسای ديگه هم از وبلاگتان پريدند.اما اشکال نداره.حتما اينطوری راحت تر هستيد.يا حق.

محمد (ساده و صميمي)

بنام خدا، سلام، ببخشيد كه فرصت نميشه پيام بذارم. ولي يادداشتها و پيامهات رو مي خونم. از اينكه سر مي زنيد ممنونم. براي عرض تبريك خدمت رسيدم. عيد شما مبارك. انشاء الله در سايه عنايات حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، موفق، مؤيد، سربلند و پيروز باشيد. التماس دعا. ياحق

devilnews

فيلم "حمله اتمي ايران به آمريكا(!) به نمايش در مي‌‏آيد............. (متن کامل خبر در یاد داشت 28 فروردین).........یا علی

اکبر

سلام خسته نباشید / سالروز امامت ولي عصر (عج) بر شما هم مبارك باد/ برای تعجيل در فرجش صلوات /التماس دعا /خدا نگهدار