راه حل ساده

گاهي اوقات، راه حل مشكلاتي كه بر سر راه ما قرار مي گيرند، آنقدر ساده است كه اصلا به چشممان نمي آيد. در نتيجه از راه حل ديگري استفاده مي كنيم كه جز افزودن گره هاي جديد و كور كردن گره هاي قديمي نتيجه اي در بر ندارد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

مثلا همين برنامه هسته اي ايران. از همان آغاز مذاكرات با كشورهاي اروپايي، همواره با خودم فكر مي كردم كه چرا ما خودمان را به اين سه كشور محدود كرده ايم . چون جواب قانع كننده اي براي اين سوال پيدا نمي كردم، نتيجه مي گرفتم كه اين تصميم به اطلاعات پشت پرده اي مربوط مي شود كه من از آن ها بي خبرم و فقط "از ما بهترون" از آنها خبر دارند. منطقي بود كه بپذيرم دستيابي به چنين اطلاعاتي نه تنها ممكن نيست، بلكه شايد مفيد هم نباشد و بهتر است اين اطلاعات محرمانه بمانند.

اما امروز و پس از بيش از 2 سال مذاكرات بي فايده، و با آشكار شدن چندين و چند باره عدم صداقت سه كشور اروپايي، بار ديگر يادمان افتاده است كه تمام قدرت مادي جهان، اين سه كشور و حتي آمريكا نيست. شايد اگر كمي زودتر اين راه حل ساده يادمان مي افتاد، اكنون از سر گيري فعاليت هاي هسته اي، اين قدر حساسيت بر انگيز نبود، چرا كه اساسا كاري متوقف نمي شد كه بخواهد از سر گرفته شود.

نمونه ديگرش، همين اتوبان تهران – شمال. مدت ها بود با خودم فكر مي كردم كه فرض كنيم اين اتوبان بر طبق برنامه پيش مي رفت و اكنون تكميل هم شده بود، آيا جاده هاي شمال توانايي پذيرش حجم ترافيك تحميلي از اين اتوبان را داشتند. به خصوص اگر دقت كنيم كه با كوتاه شدن زمان طي اين مسير و با در نظر گرفتن زيبايي مسير و امنيت آن، بيشتر سفر هايي كه قبلا از جاده هاي هراز و چالوس و فيروزكوه انجام مي شد، به اين مسير منتقل مي شود. مثلا حتي براي رفتن به آمل (كه انتهاي جاده هراز است) به صرفه بود كه از اتوبان جديد به شمال (فكر كنم نور يا نوشهر) رفته و از آنجا به اين شهر سفر كرد. چرا كه از نظر زماني فرقي نمي كرد، اما امنيت و راحتي بيشتري داشت.

به هر حال جواب اين بود كه جاده هاي فعلي استان مازندران ظرفيت پذيرش اين حجم ترافيك را ندارد. حالا امروز و پس از گذشت مدت ها از آغاز به كار اين جاده، مسؤولين استان مازندران تازه اين موضوع ساده يادشان افتاده و اعلام مي كنند كه اين جاده اولويت ما در راهسازي نيست.

اگر كمي به اطراف خودمان نگاه كنيم، مسائلي از اين دست زياد مي بينيم كه هر كدام در جاي خودشان اهميت زيادي دارند. اما متاسفانه عادت كرده ايم (يا شايد فكر مي كنيم كه مجبور شده ايم) كه در اين موارد سكوت كنيم و فقط پس از حل نشدن مشكلات و احيانا اضافه شدن آنها، غر بزنيم.

اگر هر كدام ما حساسيتمان را نسبت به موضوعات اطرافمان بيشتر كنيم و تا حد توان (حداقل در حد بيان كردن و تذكر دادن مؤدبانه) به آن بپردازيم، ديري نخواهد كشيد كه مي بينيم بسياري از مشكلاتي كه قبلا آن ها را لاينحل مي پنداشتيم، به سادگي حل مي شوند. اين طور فكر نمي كنيد؟

***

ته مجاله: قطعا يكي از سوالات ساده اي كه امروز بارها و بارها در ذهن شما شكل گرفته و به علت سادگي جواب آن، پاسخ از نظرتان پنهان مانده اين است كه چرا هر وقت به اين وبلاگ سر مي زنيد و يكي از مطالب من را مي خوانيد، احساس مي كنيد كه يكي از پر محتوا ترين مقالات اجتماعي دنيا (و احتمالا بهترين آن ها را) را مطالعه مي كنيد. جواب اين سوال ساده است. چون شما در حال خواندن وبلاگ نفر اول آزمون استخدام كشوري در زمينه اجتماعي مي باشيد. (جهت رياي بيشتر: و نفر سيزدهم رشته فني و مهندسي) .... (چشمك + زبون درازي)

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزیتا

الهی قربونتون برم وای مامانم اینا...

خاله زهرا

سلام .اول از همه تبريك بابت افتخارات كسب شده .//نوشتتون جالب بود مخصوصا در مورد جاده شمال ،چون براي من تازگي داشت .با مطالب پارگراف اخر هم (قبل از ته مجاله )كاملا موافقم .فقط آدم بايد بدونه كه در مورد فلان مسئله با كدام مسئول يا ارگان تماس بگيره .من خودم به بعضي از مسائلي كه اعتراض دارم، چون نميدونم بايد چطوري و كجا بيان كنم فقط اعصاب خودم و اطرافيانم رو خورد ميكنم ./// در مورد كامنتي كه برام گذاشته بوديد بايد بگم كه من اطلاعات چنداني در مورد چشم زدن نداشتم براي همين هم فكر ميكردم خرافاته ودر مورد اون آيه وان يكاد هم نميدونستم شان نزولش چيه .ولي در مورد اون ذكر از شخص مطمئني شنيدم .فقط نميدونم كه حتما بايد كامل گفت يا فقط بگيم ماشاء الله كافيه. يا حق .

یلدا

مبارک باشه جناب نفر اول آزمون استخدام كشوري در زمينه اجتماعي و نفر سيزدهم رشته فني و مهندسي .. خيلی خوشحال شدم.. تبريکات من را پذيرا باشيد... بعدش هم من هی دنبال دليل اينکه چطوره که شما اينهمه زيبا مينويسی و هميشه مقالاتت پرباره بودم ولی فکر نميکردم ديگه تا اين حد نخبه و برجسته باشي.. يه چشمک و يه زبون درازی...

محب ولايت

سلام عليکم ؛ شهادت امام هفتم باب الحوائج حضرت امام موسی کاظم عليه السلام را به شما و خوانندگان محترم وبلاگ زيبا و مفيدتان تسليت عرضه ميدارم . و من الله التوفيق و عليه التکلان . اشهد ان عليا ولی الله

محمد (ساده و صميمي)

بنام خدا، سلام، پيشاپيش شهادت امام موسي كاظم ع رو تسليت مي گم. همچنين عرض تبريك به مناسبت مبعث پيامبر ختمي مرتبت، حضرت محمد مصطفي (ص). // بابت ته مجاله بايد عرض كنم: بابا نابغه! (يه چند تا از اون شكلكا). موفق و مؤيد باشيد. ياحق.

بي دل

سلام...مطالب مفيدی می نويسيد...موفقيت هاتون رو هم تبريک ميگم...اى باب گشوده خدا بر جوائح مردمان و اى رشته پيوند زمين و آسمان! نامت كليد گشايش گره‏هاى فرو بسته و يادت، مايه آرامش دل‏هاى شكسته است. نامت، نردبان صعود دعاهاى مرفوع و يادت پلكان نزول اجابت منصوب است ... تو را با زبان نياز مى‏خوانيم با دلى پر سوز گداز به امداد اين دست هاى خسته... اى گرداب خشم و غضب را «كاظم»! اى طوفان هاى اندوه را «صابر»! اى بر هدايت خلق خدا «امين»! سلام بر تو اى صاحب «احسان عام» و «گذشت خاص» سلام بر تو اى زندانى بزرگ بصره و بغداد!... سلام بر تو كه شب‏هاى سياه را به چراغ ذكر و دعا به سپيده سحرى پيوند مى‏زدى! سلام بر تو و بر گام‏هاى مجروح بسته به رنجيرت! ....تسليت...

م.خ

سلام ... من فكر مي‌كنم صحبت حاج آقا هم پر بيراه نبوده‌ ها!!! مؤيد باشيد

باران

سلام. جملات اولش نمكي بود روي زخم من ... تلنگري بود برام! ته كامنت :‌ ان شاء الله هميشه موفق باشيد در جميع امتحانات D: ... يا علي

زهیر

سلام عرض شد اخوی.چون دفعه قبلی رو باور کردی آپديت کردم...

آسمون خاطرات

سلام . تبریک اول به مناسبت مبعث . تبریک دوم من رو هم به مناسبت رتبه تون پذیرا باشید . نگفته بودید این همه نخبه اید ! اما عرض کنم که من مکه نبودم ولی خیلی دوست دارم برم ...... در مورد مطلبتون هم باید بگم همیشه پشت پرده یه چیزایی هست که به من و شما نمی گن حالا یا صلاح نیست یا اینکه ........ در هر صورت بازم تبریک . یاعلی