گزينه تاثير گذار-۲

... دولت کار تشکیل  و دوران سازندگی آغاز شد. طرحهای بزرگ ملی يكي پس از دیگری افتتاح شد و کشور وارد عرصه هایی شد که تا کنون در آن بی تجربه بود. حجم بالای طرح های تعریف شده نیاز به نقدينگی را بالا می برد و پایین بودن قیمت نفت عامل مضاعفی شد که ایران دست به استقراض خارجی بزند. اما تمام این مشکلات، دولت را از حرکت سریع اقتصادی خود باز نداشت. حرکت سریعی که بعضی معتقدند عامل اصلی افول مسائل فرهنگی وعدالت اجتماعی بود. این در حالی بود که اساسا توسعه اقتصادی به عنوان زیر بنای عدالت اجتماعی مورد توجه دولت قرار گرفته بود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در حقيقت، در این میان یک عامل نادیده گرفته شده است. دشمنی که راه کار مبارزه فیزیکی را آزموده بود، با اطمینان از عدم کارآیی آن دست به مبارزه فرهنگی زده بود وهر روز بر حجم تبلیغات فرهنگی و ضد مذهبی در ایران افزوده می شد. از سوی دیگر، با پیشرفت سریع تکنولوژی ایران که اکنون توانسته بود خود را با پیشرفت های روز دنیا تا حدی مطابقت دهد، حاكميت با انواع واقسام رسانه هایی مواجه شد که به جرات می توان گفت بر نامه ای برای مقابله با آن نداشت.  تمام این موارد به همراه نیاز جدید مردم به صورت نیاز به تنوع وتفریح (که در دوران اخیر تقریبا فراموش شده بود) دست به دست هم داد تا افولی سریع در عرصه فرهنگ در کشور حاکم شود. حرکت خزنده ای که پس ازسال 76 وبا شعار تعریف نشده آزادی سرعت بیشتر و بیشتری گرفت.

از سوی دیگر، سرعت بالای فعالیتهای اقتصادی در طی دوران سازندگی، این نظریه نا درست را مطرح کرده بود که برای عدم ایجاد مانع در مسیر این حرکت،  باید از بر خی تخلفات و سوء مدیریت ها چشم پوشی کرد. این پدیده نادرست به سرعت گسترش یافت و شيرینی نامطبوع آن دامان بسیاری از مدیران ارشد را آلوده نمود. عدم نظارت قوی دولتی که ریاست آن برعهده یکی از مهمترین وبا نفوذ ترین افراد تاریخ انقلاب بود نیز مزید بر علت بود تا فساد وارد دستگاه اداری کشور شده و در آن بیتوته کند.

اما تمام این مسائل باعث نشد که مردم شیرینی به ثمر نشستن تلاشهای جوانان این مرز وبوم را فراموش کنند وهمین امر باعث شد که در پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجان بحث جدیدی با عنوان تمدید دوران ریاست جمهوری مطرح گردد. موضوعی که بعضی از تند روها آن را به شکل ریاست جمهوری مادام العمر خواستار بودند. اما هاشمی بلا فاصله در بر ابر این درخواست خلاف قانون اساسی موضع گیری کرد واین چنین بود که راه برای حضوردولت جدید باز شد. دولتی که به عقیده بسیاری موفقیت خودرا درکسب آرای مردم، مدیون حمايت هاشمی رفسنجانی بود. هرچند که بی مهری های آن به هاشمی رفسنجانی فراموش ناشدنی  است.

البته خروج هاشمی  از دولت به معنی کنارگیری وی از سیاست نبود. وی همچنان در یکی ازمناصب حکومتی ایران به فعالیت خود ادامه می داد و ریاست وی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام  که فعالیت خود را بسیار جدی تر از قبل انجام می داد، به کام بسیاری خوشایند نبود .

سید محمد خاتمی با شعار آزادی وارد عرصه انتخابات شد و از آنجا که در ایران معمولا نقد و انتقاد، آن هم از افراد بزرگ، بسیار دلنشین وپر طرفدار است، حامیان وی جهت کمان را به سوی هاشمی رفسنجانی نشانه رفتند. نقد های داغ از هاشمی شروع شد. نقد هایی که در جای جای آن می شد دروغ وتهمت را مشاهده کرد و کمتر می شد در آن یک بررسی منصفانه را پیدا نمود .

دولت جدیدی روی کار آمد و نوبت به انتخابات مجلس ششم رسید. جناح حاکم که از قدرت هاشمی مطلع بود و می دانست با ورود وی به مجلس، قدرت مطلق خود را(که تقریبا از کسب آن مطمئن بودند) از دست خواهد داد، دست به یک حمله همه جانبه علیه هاشمی رفسنجانی زد. شایعات، تهمت ها و دروغ ها یکی پس از دیگری مطرح شد و مطبوعات تابعه که به حق در فعالیت های ژورناليستي قدرتمند بودند،  دراین راه از هیچ کوششی فروگذار نکرند.

حرکت در این مسیر فقط یک راه داشت وآن هم دوری از فضای منطقی وایجاد شبهات فراوان، با توسل به دروغ و تهمت و تمسخر رییس جمهور سابق. در این میان جناح منتقد دولت که متهم !!! به حمایت از هاشمی بود نیز تصمیم گرفت که بازنده این میدان نشود واین چنین بود که علیه وی موضع گرفت ومسائلی چون ابتذال فرهنگی و فاصله های طبقاتی، دست آویز های خوبی برای حمله به هاشمی بود که از ابتدای عمر خود همواره با این مسائل مبارزه کرده بود واکنون متهم ردیف اول این مشکلات محسوب می شد.

انتقادات مکرر طیف راست و فعالیت های ژورنالیستی طیف چپ، با کمک گرفتن از تمسخر تهمت دروغ و... توانست نتیجه دهد وهاشمی در انتخابات مجلس رايی بسیار کمتر از آن چه فکر می کرد، در تهران به دست آورد و این خود دست آویز حرکتهای بعدی طیف حاکم بود که در نهایت هاشمی را مجبور به استعفا از نمایندگی مجلس نمود...

***

ته مجاله: قرار بود اين مقاله به پيش بيني من از حضور و يا عدم حضور هاشمي در انتخابات ختم شود. براي نوشتن مقاله عجله داشتم و زحمت تايپ قسمت دوم را (كه در سمنان جا گذاشته بودم) يكي از دوستانم بر عهده گرفت.

همانطور كه بعضي از دوستان متوجه شده بودند، من با دلايلي، مي خواستم بگويم كه هاشمي رفسنجاني به هيچ عنوان كانديداي رياست جمهوري نخواهد شد. اما خبري كه به تازگي منتشر شد، قدرت پيش بيني من را نشان داد. لذا احتمالا ديگر به بيان دلايل پيش بيني سرنوشت سازم نمي پردازم و در آينده با مباحث جديدي در خدمتتان خواهم بود.

/ 7 نظر / 3 بازدید
شيطان نيوز

سلام . اخبار شياطين........ در........ شيطان نيوز . منتظر نظرات شما هستيم .

غريبه ي آشنا

سلام . بابت لينك ممنون .... سعي مي كنم در اولين فرصت لينك بدم .

حامد کاربیست

مجددا لوگوتون تو وبلاگم قرار گرفت ****هدیه به ارواح طیبه ی شهدا صلوات

حامد کاربیست

ای بابا این لوگوتون که مشکل داره****البته من تصحیحش کردم شما باید:***dar code logoton maoghabele src benvisin http://www.sharemation.com/taghy77/logo.jpg ok shod

SamimanePress

بنام خدا، سلام، بابا يه سر بزن ديگه. لينك من داره ميره ته ليست،‌هنوز يادداشت شما رو نديديم. /// تحليل خوبي بود. البته كاش زودتر شروع كرده بوديد كه تا آخرشو مي نوشتيد. ياحق

مسابقه وبلاگ نویسی

بسمه تعالی ..ثبت نام مسابقه وبلاگ نویسی ره آورد سرزمین نور تاپایان خرداد ماه تمدید شد...در صورت امکان با نوشتن مطلب یا گذاشتن لینک صفحه مسابقه ما را در هر چه بهتر برگزار کردن مسابقه یاری کنید.