آخرين راه فرار

...ادامه متن قبل

ايران بارها اعلام كرده بود كه با هر كشوري حاضر به مذاكره است. در اين ميان فقط اسرائيل مستثني شده بود كه اساسا ايران موجوديت آن را به رسميت نمي شناخت. اما هر مذاكره اي پيش شرط هايي دارد كه حداقل آن، مساوي بودن طرفين در سر ميز مذاكره است. به همين دليل بود كه براي مذاكره با آمريكا، پيش شرط هايي از سوي ايران مطرح مي شد. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هر چند اين پيش شرط ها در دوره هاشمي به صورت مشخص عنوان مي شد، اما نه خاتمي و نه احمدي نژاد جرات نكردند به صورت شفاف عناوين آن را مطرح كنند و فقط به عبارت "همان چيزي كه بارها عنوان شده" بسنده مي كردند. به طوري كه حتي احمدي نژاد در آخرين كنفرانس مطبوعاتي خود با اين بهانه كه تعداد سوالات خبرنگار زن كانادايي الاصل شبكه آمريكايي بيش از يك سوال شده است، از بيان اين شرايط شانه خالي كرد. اين عدم شفافيت به اين دولت ها اجازه مي داد كه در صورت مذاكره، پاسخگويي كسي نباشند.

به هر حال، شرايط ايران شرايطي نبود كه آمريكا بخواهد زير بار آن برود. چرا كه هدف آمريكا از آغاز مذاكرات، بيش از آن كه رفع مشكلات اقتصادي و سياسي ناشي از عدم ارتباط با ايران باشد، اثبات ابرقدرت بودن خويش است. پس از انقلاب اسلامي، آمريكا نه تنها متحد استراتژيك خود در منطقه خاورميانه (ايران) را از دست داد، بلكه اين دوست صميمي به عنوان پرچمدار مبارزه با آمريكا در جهان مطرح شد. به همين دليل است كه اين كشور بايد به پاي ميز مذاكره كشانده شود تا بر همگان ثابت شود كه مبارزه با آمريكا راه به جايي نخواهد برد.

اما مي توان گفت استراتژي ايران در برابر آمريكا، استراتژي مشخصي است كه معمولا توسط پليس و در برخورد با بزهكاران بسيار  خطرناك به كار گرفته مي شود. در اين روش، به فرد خلافكاري كه در محاصره پليس قرار گرفته، چنين القا مي شود كه هنوز يك راه فرار وجود دارد. چرا كه اگر وي همه راه ها را به روي خود بسته ببيند، همه چيز را تمام شده فرض مي كند و امكان هر عمل خشونت طلبانه اي از سوي وي وجود خواهد داشت. اما وقتي احساس كند هنوز راه فراري باقيمانده، سعي خواهد كرد از اين "آخرين راه فرار" هم براي خروج از بن بست استفاده كند. و همين "آخرين راه فرار" است كه برنده را مشخص خواهد كرد. چرا كه يا بزهكار مي تواند از آن راه فرار كند و يا پليس با ترفند به موقع، وي را در همان گريزگاه گير مي اندازد.

مذاكره با آمريكا را هم مي توان همين راه فرار مجازي تعريف شده براي آمريكا، از سوي ايران دانست. تا وقتي فرض "امكان مذاكره" براي سياستمداران آمريكايي وجود داشته باشد، آنها كمتر به گزينه "جنگ" فكر مي كنند. نه به آن دليل كه پايبند به قوانين انساني هستند و يا مايل به ريخته شدن خون بي گناهان نيستند، بلكه از آن جهت كه مي دانند ايران مانند عراق و افغانستان، يا حتي كوبا و ويتنام نيست و برخورد مستقيم با اين كشور، هزينه هاي جبران ناپذيري براي آنها به ارمغان خواهد آورد.

لذا آمريكا تلاش خواهد كرد كه براي رسيدن به هدف خود؛ يعني همان "تنها ابرقدرت بودن جهان"، راه كم هزينه تر مذاكره را انتخاب كند. اما اشكال اينجاست كه با توجه به شرايط ايران در مذاكره، اين بازي فقط يك برنده خواهد داشت. چرا كه آغاز مذاكره منوط به عدول يكي از طرفين از سياست هاي پيشين خود است. اگر ايران بخواهد از شروط خود بگذرد و سياست هاي خود را كنار بگذارد، بازنده قبل از بازي خواهد بود و بايد پرچم داري مبارزه با استكبار در جهان را فراموش كند. و اگر آمريكا از سياست هاي خود كوتاه بيايد و از ايران عذرخواهي كرده و به آن غرامت بپردازد، به اين معني خواهد بود كه اين ابرقدرت از ايران شكست خورده است كه اين اتفاق اساسا با تعريف ابرقدرت در تناقض است.

حال با نگاه با اين پيش فرض ها است كه مي توان به ارزيابي مذاكره ايران و آمريكا بر سر مساله عراق پرداخت و بررسي كرد كه نتيجه اين مذاكره چه خواهد بود.

ادامه دارد...

***

شكر نعمت: چند روز پيش، وقتي مادرم از سفر قم بر مي گشت، اتوبوسشان در راه تصادف خطرناكي كرده بود. اما خدا رحم كرد كه در اين تصادف به كسي آسيبي وارد نشد. اين موقع ها آدم بيشتر مي فهمد كه چه نعمتي در كنارش است. خدا اين نعمت (مادر) را براي همه نگاه دارد. و خدا كند ما هم شكر گزار اين نعمت الهي باشيم. الحمدلله

***

ته مجاله: بعد از مدت ها اصرار اطرافيان، با بي ميلي رفتم دنبال گواهينامه و در همان  مرتبه اول هم قبول شدم. جدا از وقت زيادي كه اين كار گرفت و زمان زيادي هم كه تا ارسال كارت گواهينامه طول كشيد، حالا كارتي تحويلمان داده اند كه: اعتبار 1 ساله. رانندگي از 12شب تا 5صبح ممنوع. رانندگي در جاده و بزرگراه خارج از شهر ممنوع. حمل مسافر ممنوع. خب، يكبارگي اصلا گواهينامه نمي دادند ديگر. باز خدا را شكر كه من از رانندگي خوشم نمي آيد.

/ 2 نظر / 10 بازدید
خاله زهرا

در مورد مطلبتون حرفي ندارم .الحمد الله از اين پيروزي .اميدوارم به لطف خدا ادامه داشته باشه .///خوشحالم كه مادرتون سالمه .خدا خيلي به شما رحم كرد .//اونورا هم سر بزنيد .يا حق

حشمت خواه

سلام مطلبتون رو نخوندم اما شکر نعمت و ته مجاله رو خوندم اخه خيلی دير رسيدم دعا می کنم همه مثل شما قدر مادرهاشون رو بدونن. در مورد رانندگی مطمئن باشيد يکروزی خوشتون می اد . به نظر من رانندگی همون اسب سواري که پيامبر يادگرفتنش رو توصيه کردن!نظرتون چيه