خانم ها وارد می شوند

وقتي وارد دانشگاه شدم، باورم نمي شد كه اين همان دانشگاه چند سال پيش خودمان باشد. بيشتر شبيه چيزي بود كه از دانشگاه هاي زمان انقلاب شنيده بودم. گروه هاي چند نفره در گوشه و كنار صحن دانشگاه مشغول بحث با يكديگر بودند. بدون آن كه صداي كسي بالا برود يا كسي به كسي فحش بدهد. چيزي كه در تمام مدت دانشجويي ام نديده بودم. هميشه يا دعوا بود يا بد و بيراه گفتن و تريبون آزاد و...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شنيده بودم كه باز هم چند روزي است درگيري هاي دانشگاه اوج گرفته، اما اين بار ظاهرا بچه هاي مذهبي دانشگاه دست به ابتكار جالبي زده بودند و در اقدامي هماهنگ شروع كرده بودند به بحث با بچه هاي به ظاهر غير مذهبي. آن قدر اين صحنه برايم زيبا و در عين حال عجيب بود كه مرتب بين گروه ها مي چرخيدم و به بحث ها گوش مي دادم. بحث هايي كه الزاما شبيه يكديگر هم نبودند. يك جا بحث اصل وجود خدا بود. يك جا اين كه اسلام چيست. يك عده در مورد حجاب حرف مي زدند و عده اي از لزوم پايبندي به قانون. البته چيز عجيبي نبود. چون براي اولين بار بود كه اين دو قشر به جاي متهم كردن هم، با هم صحبت مي كردند و معلوم بود كه در اولين صحبت ها موضوع ثابتي وجود نخواهد داشت. البته در كنار اين گروه ها هم عده زيادي از بچه هاي غير مذهبي كه در بحث شكست خورده بودند، به صورت مختلط در فضايي گل و بلبل در چمن هاي دانشگاه نشسته بودند و آماده حضور در مواقع اضطراري (دعواهاي احتمالي) را مي كشيدند.

يكي از چيزهايي كه برايم خيلي جالب بود، حضور دخترهاي مذهبي بود. به خصوص وقتي مي ديدم چند دختر محجبه با چند دختر بي حجاب سر مساله هاي مختلفي از جمله حجاب بحث مي كنند. اتفاقي كه تا امروز كمتر رخ داده بود. دخترهاي محجبه در اكثر برنامه هاي فرهنگي به عنوان مصرف كننده حضور پيدا مي كردند و نه مجري. مجريان برنامه ها هم دلشان خوش بود كه مثلا در سخنراني ها، اعتكاف، اردوهاي مشهد و قم و جنوب و ... خلاصه، هر برنامه اي كه رنگ و بوي مذهبي داشت، تعداد زيادي دختر حضور دارد. اما...

اما دريغ از اين كه يك بار خود خانم ها دست به كار شوند. هر بار كه مساله هايي مثل حجاب و يا روابط دختر و پسر در دانشگاه داغ مي شد، پسرها بودند كه تصميم مي گرفتند چه كار كنند؟ "يك نشريه بزنيم و به مساله حجاب بپردازيم." "از آقاي ... دعوت كنيم بياد سخنراني كنه." "يه تريبون آزاد بذاريم و به اين كاراشون اعتراض كنيم." "يه بيانيه در سطح دانشگاه بزنيم و همزمان هم به كميته انضباطي شكايت كنيم." "چرا ما امر به معروف يادمون رفته؟ بايد با زبون خوش بهشون تذكر بديم. حتما گوش مي دن." و...

يك نكته در ميان تمام اين كارها مشترك بود. آن هم اين كه تصميم گيري، برنامه ريزي و اجراي برنامه ها هميشه بر عهده پسر ها بود. چيزي كه من هميشه با آن مخالف بودم. (حالا مي گم چرا) حداكثر كار دخترها اين بود كه بيانيه را امضا كنند يا در سخنراني حاضر شوند. (كه الحق در اين قسمت خوب عمل مي كردند.) حتي به ندرت مي شد كه مقالات نشريه را دخترها تهيه كنند. نتيجه اين كارها، همان چيزي بود كه هميشه باعث مخالفت من بود.

هميشه در اثر اين كارها، پسرهاي مذهبي متهم مي شدند. جالب اين كه اين اتفاق هم از طرف "پسرها"ي غير مذهبي رخ مي داد. بيانيه ها در و ديوار را پر مي كرد: "هجوم گسترده به حريم شخصي افراد..." "زير سوال بردن شخصيت دختران فرهيخته دانشگاه..." "چكمه پوشان دانشگاه را معرض جولان خود قرار دادند..." "امنيت دختران دانشگاه از بين مي رود..."

و بعد هم همين ها مي شد نقل مجلس دخترهاي غير مذهبي: "آقا! تو خودت چشمات رو درويش كن." "من كه نبايد به خاطر هوسبازي شما خودم رو محدود كنم." "شما اگه مشكلي داريد، به خودتون مربوطه. ما كه مشكلي نداريم." "اگه نمي توني تحمل كني، از خونه ات بيرون نيا تا تحريك هم نشي." "تو دوست داري خواهرت رو بپيچ تو پارچه، به من چه مربوطه." "انتخاب نوع پوشش به خودم مربوطه. تو برو خواهر خودت رو بذار تو يه كيسه سياه" و ...

اعتراض من به بچه هاي مذهبي سر همين بود. هميشه مي گفتم تا وقتي خود خانم ها وارد عرصه نشوند، نمي شود به اين حرف آن ها اعتراض كرد. من به دخترهاي غير مذهبي حق مي دادم كه تحت جوسازي هاي پسرهاي غيرمذهبي باور كنند كه اين اتفاقات ناشي از هوسبازي پسرهاي مذهبي است. براي همين هم معتقد بودم كه حتما بايد خود خانم ها در مورد اين مسائل صحبت كنند تا دخترها بفهمند كه بحث تحريك، خاص بچه هاي مذهبي نيست. اما بچه هاي مذهبي بر خلاف غيرمذهبي ها نمي خواهند اسير اين لذت نامشروع شوند و براي همين اعتراض مي كنند. پسرهاي غيرمذهبي هم كه از اين آب گل آلود ماهي هاي زيادي نصيبشان شده، معلوم است كه بايد فرياد آزادي دخترها را سر بدهند.

در اواخر دوره كارشناسي سعي كردم جمعي از دخترهاي مذهبي را براي تشكيل يك گروه ويژه دختران تحريك كنم كه عمر دوره ليسانس كفاف نداد و كار به اتمام نرسيد. اما در دوره كارشناسي ارشد تقريبا توانستم چنين كاري را انجام دهم. حتي در نشريه هم اگر قرار بود متني به حجاب خانم ها بپردازد، تاكيد داشتم كه نويسنده آن يك خانم باشد.

حالا بعد از سال ها، دانشگاه محل بحث و گفتگو شده بود. خوشبختانه دخترهاي مذهبي هم اين بار وارد شده بودند. آن هم با دست پر. اين را وقتي مطمئن شدم كه يكي از دخترهاي غيرمذهبي بين گروه هاي بحث دخترانه چرخيد و از همه دوستانش خواست كه بحث را تمام كنند. البته او قيافه حق به جانبي گرفته بود كه مثلا طرف مقابل منطقي نيست، اما به راحتي مي شد فهميد كه اصل ماجرا از چه قرار است. و دخترهاي مذهبي همچنان با انرژي و شور و حال خواستار ادامه بحث بودند.

 

شكر نعمت: به نظر من كه علاوه بر تغيير فضاي دانشگاه از دعوا به گفتگو، ورود خانم ها به عرصه بحث و خروج از حالت مصرف كنندگي تام جاي شكر دارد. الحمدلله

 

ته مجاله: من كه اتفاقات بالا برايم خيلي جذاب بود، شروع به عكس گرفتن از گروه ها كردم. آخرين گروهي كه از آنها عكس مي گرفتم، يكي از همين گروه هاي بحث دخترانه بود. از شانس ما يكي از دخترهاي غير مذهبي هم كه در بحث شكست خورده بود و منتظر بهانه بود، اين موضوع را ديد و به سمت من حمله كرد. البته مراعات حالم را كرد و به جاي اين كه دستم را بگيرد، كيفم را گرفته بود و مي كشيد. من هم مانده بودم كه چه كار مي توانم بكنم. با بالا رفتن سر و صداي دختر، 10- 20 نفر از پسرهاي غير مذهبي (كه دقيقا براي همين مواقع در گوشه و كنار ايستاده بودند.) هم ريختند سرم و... جاي شما خالي

البته قبل از اين كه كتك بخورم، چند نفر از دوستانم كه در گروه همان بچه هاي غير مذهبي بودم  به دادم رسيدند و گفتند: "نزنيدش. تقي از خودمونه" خلاصه بدون كتك خوردن من را نجات دادند. اما بعد از اين ماجرا، قيافه بچه هاي مذهبي جالب بود كه هاج و واج نگاه مي كردند كه چطور بچه هاي غير مذهبي از من دفاع كردند. و بالاخره "تقي كدوم وريه؟"

/ 5 نظر / 13 بازدید
موسويان

سلام حرفتون درسته اما مسئله ای که هست اينه که خيلی از اين آدمها اهل منطق نيستند البته اين قضيه هم مسئوليت مارو سلب نميکنه .يا حق

زهرا

سلام..درسته که شايد دختر های مذهبی قبلا زياد تو کار ها شرکت نيکردند و لی هميشه تو اين جور بحث ها بودند...نبوديد وقتی سر مسئله حجاب يا ..يادمه سر عقد موقت... تو بحث ها آدم چه برخوردی رو ازشون ..بچه غير مذهبی ها ميديد...جای تاسف داشت.....مطلب خوبی بود...ديگه بی اجازه از دخترا عکس نگيريدها!!!

چه تحریک بازاری شد ما آخر نفهمیدیم دخترا پسرا رو تحریک می کنن یا تو جمعی از دخترای مذهبی رو

زنگانه

سلام.اگه میدون باشه بازی سخت نیست .ولی چه قدر خوب میشه که اول بچه های مذهبی بار علمی و اطلا عاتی خودشونو بالا ببرن تا همه، بچه ها ی مذهبی را فقط عذادار حرفهای نشناسند.بد نیست بدونید تازگی ها از این جور بحثها توی دانشگاه سمنان هم زیاد شده مخصو صا"بین دخترا توی محیط صمیمی مثل خوابگاه .دعا کنید تا بشه کاری کرد .یاحق

نمی خوام اسممو بگم

سلام. اينم بگم که بعضی از مردهای به ظاهر مذهبی تو اینترنت از اب صاف هم خيلی راحت می تونن يک عالمه ماهی خوب نصيبشون کنن بدبخت ماهی ها بهر حال بايد يک روزی صيد بشن چه فرقی می کنه که گير مذهبی يا غير مذهبی بيفتند!