سخنان آخر

فرا رسيدن ايام شهادت حضرت زهرا(س) رو به همه تون تسليت ميگم و مطالب امروز رو براتون مينويسم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امروز ميخواهم درباره آخرين سخنان اصحاب صحيفه بنويسم. اصحاب صحيفه همونايي اند كه تو متن هاي براتون نوشته بودم و عهدنامه اي رو براي غصب خلافت امضا كرده بودند.

 

سخنان آخر:

ابان از سليم و او از عبدالرحمن بن غنم ازدي ثمالي (پدر زن معاذ كه از پنج امضا كننده اصلي بود) نقل مي كند كه:

معاذ به مرض طاعون از دنيا رفت. روزي كه مرد نزد او حاضر بودم. وقتي در حال احتضار افتاد، در خانه جز من و او كسي نبود. و اين در زمان حكومت عمر بن خطاب (سال 18 هجري) بود. از معاذ شنيدم كه مي گفت: واي بر من! واي بر من! واي بر من!

با خود گفتم گرفتاران به مرض طاعون هذيان ميگويند. لذا به او گفتم: خدا تو را رحمت كند. هذيان ميگويي؟

گفت: نه.

گفتم: پس چرا صداي واي بر من بلند كردهاي؟

گفت: به خاطر قبول ولايت دشمن خدا عليه ولي خدا.

گفتم: چه كسي؟

گفت: قبول ولايت دشمن خدا، عتيق (ابوبكر) و عمر بر ضد خليفه و وصي پيامبر، علي بن ابي طالب

گفتم: هذيان مي گويي؟

گفت: اي ابن غنم! به خدا قسم هذيان نميگويم. اين پيامبر و علي هستند كه ميگويند: اي مغاذ بن جبل! بشارت باد به آتش، تو و اصحابت را كه گفتيد: «اگر پيامبر از دنيا رفت يا كشته شد، خلافت را از علي منع ميكنيم كه هرگز به آن نرسد.» تو و عتيق و عمر و ابو عبيده و سالم.

گفتم: اي معاذ! اين چه زماني بود؟

گفت: در حجه الوداع كه گفتيم بر ضد علي يكديگر را كمك ميكنيم كه تا ما زنده ايم به خلافت دست نيابد. وقتي پيامبر از دنيا رفت به آنها گفتم: «من از جهت قوم خود انصار شما را كفايت ميكنم و شما هم از جهت قريش مرا كفايت كنيد» سپس در زمان پيامبر، بشير بن سعيد و اسيد بن خضير را به آنچه معاهده كرده بوديم دعوت كردم و آن دو بر سر اين با من بيعت كردند.

گفتم: اي معاذ! گويا هذيان ميگويي؟

گفت: صورتم را بر زمين بگذار.

و همچنان صداي واي و ويل بلند كرده بود كه از دنيا رفت.

 

بقيه چه گفتند؟

جالب است بدانيد كه در مورد چهار نفر ديگر امضا كننده آن عهدنامه (ابوبكر، عمر، سالم و ابوعبيده) عين همين داستان (تقريبا بدون كم و كاست) نقل شده است و كساني كه در لحظات آخر بر بالين آنها بوده اند، عين همين سخنان را از آنها شنيده اند.

به طوري كه محمد بن ابوبكر در مورد پدرش و عبدالله بن عمر هم در مورد پدر خود اين جريان را تمام و كمال تعريف كرده اند.

محمد بن ابي بكر مي گويد: آنچه از پدرم شنيدم و آنچه عبدالله بن عمر از پدرش شنيده بود را براي اميرالمؤمنين(ع) نقل كردم.

اميرالمؤمنين(ع) فرمود: اين مطلب را از قول پدر تو و پدر او و از ابوعبيده و سالم و معاذ، كسي به من خبر داده است كه از تو و از پسر عمر راستگوتر است.

گفتم: يا اميرالمؤمنين او كيست؟

فرمود: بعضي از افرادي كه برايم نقل كرده اند.

محمد بن ابي بكر ميگويد: فهميدم چه كسي را ميگويد. لذا گفتم: يا اميرالمؤمنين! درست فرمودي. من گمان كردم انساني براي تو نقل كرده است. در حالي كه وقتي پدرم اين سخنان را ميگفت، كسي جز من حاضر نبود.

(به نقل از كتاب سليم، اولين و قديمي ترين سند معتبر شيعه)

البته محمد بن ابي بكر، جزئيات ديگري از ديگر سخنان پدرش هم نقل ميكند كه ان شاء الله در آينده برايتان خواهم نوشت.

 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خیبرشکن

سلام ... هيچی هيچی نمی تونم بگم !!! تاريخ خود گواه مظلوميت ال الله است و هنوز اين مظلوميت و حق نشناسی ادامه دارد ؛ زيرا که اسلام غريب است ... يا علی

mahtab

لعنت خدا بر دشمنان اسلام....موفق باشيد....التماس دعا....

zoljanah

سلام رفيق ما از مطلب ۱۵ تير شما خيلی خوشمون امد البته از همه مطالب شما و از اون بيشتر با اجازه شما با ذکر منبع از اون تو وبلاگم استفاده می کنم يا علی مدد

كلاشينكف

سلام برادر...خيلی خيلی دمت گرم...خدا به شما ثواب فراوان بدهد بابت نشر اين معارف مظلوم شيعی ...مناسفانه سنت غلطی بعد از انقلاب رواج پيدا کرده که حقايق اساسی در مورد شهادت حضرت زهرا(س) يا داستان سقيفه و ...رو با توجيه عدم تفرقه به مردم و جوانان نمی گويند ...کتاب اسرار آل محمد(ص) را بايد همه بخوانيم تا حقايق تاريخی صدراسلام را بفهميم...التماس دعا ...

مهدي(بچه‌هاي قلم)

با عرض سلام و ادب *** و فاطمه فرياد مظلوميت علي بود در تاريخ. مطلب خيلي جالبي بود. اشا الله موفق باشيد. با اجازه شما به وبلاگتان لينك دادم يا حق

سيد مهدي

سلام. كتاب سليم بن قيس هلالي را چند بار از ابتدا تا انتها خوانده‏ام. اهل بيت رسول خدا را اسراري است كه تنها در اين كتاب به صراحت بيان شده است. و آن چه نوشتي آن نوشته‏ها را به خاطرم آورد. خدا جزاي خيرت دهد اي نيك مرد. اميد كه شيعه از دنيا روي.

محمد شریف

خداوند به شما توفيق عنايت کند التماس دعا

هاشمی

دوست عزیز،همیشه پاینده باشی شفاعت ما یادت نره قربونش،خدا نگه دار تو باد

زينب

از زحمتي كه براي اين سايت كشيده ايد ممنون هستم خيلي لذت بردم با تشكر.