ضرب المثل های جديد

هفت روز از حادثه دلخراش بم مي گذره و الان يك هفته است كه ما ديگه عده زيادي از هم وطنامون رو پيشمون نداريم. تو اين چند روز فرصت زيادي بود كه به خيلي چيزا فكر كنيم. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يكي از چيزايي كه به ذهن من رسيد، بعضي ضرب المثل ها بود كه فكر مي كنم  بايد يه تغييراتي توش اعمال شه. واسه همين هم اونا رو نوشتم تا نظر شما رو هم در موردشون بدونم:

از قديم گفتن "زيره به كرمون بردن اشتباهه". ولي حالا مي بينيم كه "خرما به بم بردن خيلي هم لازمه".

از قديم گفتن "هر كه بامش بيش، برفش بيشتر" ولي حالا مي بينيم كه "هر كه بامش بيش، زخمش بيشتر".

از قديم گفتن "آب كه از سر گذشت، چه يك وجب، چه صد وجب" ولي حالا مي بينيم كه "آوار كه بر سر اومد، حجمش خيلي مهمه".

از قديم گفتن "يه دست صدا نداره" ولي حالا مي بينيم كه "يه دست هم ممكنه جون يه نفر رو نجات بده"

از قديم گفتن "با يه گل بهار نمي شه" ولي حالا مي بينيم كه "همين تك گل ها هستن كه بهار رو مي سازن"

از قديم گفتن "آشپز كه دو تا بشه، آش يا شور مي شه، يا بي نمك" ولي حالا مي بينيم كه"آشپز كه دو تا بشه، به آدماي بيشتري مي شه غذا داد"

از قديم گفتن "كبوتر با كبوتر، باز با باز" ولي حالا مي بينيم كه "هم تو تلخي ها و هم تو شيريني ها، كبوتر و باز كنار همند"

از قديم گفتن "با يه دست نمي شه دو تا هندونه بلند كرد" ولي حالا مي بينيم كه "با يه دست مي شه دو تا آجر رو برداشت"

از قديم گفتن "كوه به كوه نمي رسه، ولي آدم به آدم مي رسه" ولي حالا مي بينيم كه "ممكنه گاهي كوه به كوه برسه، ولي آدم به آدم نرسه"

از قديم گفتن "تو نيكي مي كن و در دجله انداز، كه ايزد در بيابانت دهد باز" ولي حالا مي بينيم كه....

ولي حالا مي بينيم كه "قديميا پر بيراه هم نگفتن" مي گين نه، از بمي هايي كه به رودباريا كمك كردن بپرسين.

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Irany

دبير سفارت ژاپن: اميدواريم دولت ايران كمك هاي ارسالي را فقط در مناطق زلزله زده استفاده كند دبير دوم سفارت ژاپن از كمك يك ميليون دلاري دولت ژاپن براي زلزله زدگان بم خبر داد كه قرار است بخشي از آن امروز وارد اين شهرستان زلزله زده شود. به گزارش خبرنگار اعزامي ايلنا به بم,جون ايچي سومي, دبير دوم سفارت ژاپن با اعلام اين مطلب گفت: دولت ژاپن به همراه محموله ارسالي دومين شخص سفارت ژاپن در تهران را به بم اعزام خواهد كرد تا بر توزيع درست اين كمك ها در ميان زلزله زدگان نظارت كند

Mahsa

ديروز حوالي ساعت 6 عصر، در خيابان شريعتي نرسيده به پيچ شميران ، يكي از همشهريان ما در يك سانحه جان خود را از دست داد. مجسم كنيد كه در خيابان شريعتي در حال رانندگي هستيد كه ناگهان يك درخت چنار تنومند روي سقف ماشين شما سقوط كند! بله! به همين راحتي: درخت بدون هيچ دليلي افتاد ... درست روي سقف يك پيكان در حال حركت با سه سرنشين. شهرداري محترم به جاي قطع درخت ، داخل تنه ي آن را با بتون پر كرده بود !!! نتوانستيم در ماشين را باز كنيم... به پليس 110 زنگ زديم...پس از 2- 3 دقيقه با يكي از آن بنزهاي خوشگل! آمدند... با كمك مردم در ماشين را بالاخره باز كرديم و سرنشينان را بيرون آورديم... خونريزي شديدي داشتند...بخصوص راننده كه حالش وخيم بود پليس مصدومين را گوشه اي از خيابان گذاشت...هرچه اصرار كرديم كه راننده را با ماشينشان به بيمارستان برسانند قبول نكردند و گفتند ما اجازه نداريم كسي را سوار اين ماشين كنيم!! بايد منتظر آمبولانس بمانيم... تا آمبولانس بيايد حدود يك ربع طول كشيد و راننده ي ماشين در كنار خيابان جان داد ............

سخنی با غیر

سلام علیکم آقا متنت خیلی زیبا بود، ولی نمی‌دونم بعضی‌ها چرا نمی‌دونن چه حرفی را کجا بزنند. گفتن نظر بدین درباره متن بنده خدا، اومدن گوش (چشم) مفت پیدا کردن، حوادث و انتقادات نسبت به مسولین و مملکت را ردیف کردن اینجا؛ آقای امیدوار خدای که بخواد عذاب بفرسته دستش که بسته نیست، یه جا زلزله می‌فرسته؛ یه جا در مهد به قول شما تمدن و... بر اثر گرما هزاران نفر فرانسوی را از بین می‌بره، یجا بدست خود آمریکایی ها ساختمان تجارت جهانی با چندین هزار انسان بی‌گناه نابود می‌کنه. آقای ایرانی و حسن آقا تا امثال شما مردمی که همیشه دوست دارن تو سر داخل بزنند و خارج را به رخ بکشن وجود داره، وضع مملکت همینه که هست. انتقاد بکنید اما بدانید انتقاد بزرگ کردن یک گوشه کار نیست؛ ما فقط بلد شدیم عیب ها ببینیم و آنقدر بزرگ کنیم که تمام جریان را زیر سوال بریم.

اميدوار

جناب سخنی با غير : ممنون از جوابتون !! من هم با شما موافقم که بعضی دوستان فقط اون نيمه خالی ليوان را ميبينن .اما از اين هم غافل نشيم که اگر خودمان را گول بزنيم و فقط نيمه پر ليوان را ببينيم به خطا خواهيم رفت ! داستانهای ديکتاتورهای تاريخ را بخوانين .ايشان دوست داشته اند که فقط نيمه پر را به رخ بکشند مرذم هم موظف بودند که فقط از خوبيها بگويند که اگر غير از اين ميشد مغضوب ميشدند. از هيتلر بخوانين و صدام و تا حدی شاه قبلی ايران .به اطراف خود هم که نگاه کنين .... ميبينين !! آقای خرسندی به طور زيبائی اين نيمه بزرگ را ديدهاند که البته قابل احترام است ولی بسط اين قضيه روحيه خودشيفتگی را در ايشان و خوانندگان ايجاد می کند که عوارض آن بر همگان مشخص است

اميدوار

يکی از آفتهای بزرگی که اکنون ما در سيستم مديريت کشور و مخصوصا در صدا و سیما داریم اين است که : نيمه پر خود و نيمه خالی ديگران را بزرگ می کنيم . من معتقدم اين مساله در کوتاه مدت کار می کند ولی در دراز مدت جز آبروريزی و گارد مردم چيزی در بر ندارد. دوستانی که ماهواره در خانه دارن و اخبارCNNوEuronewsوBBCو الجزيره را با اخبار اران مقايسه می کنن بهتر منظورمن را درک ميکنند . به غنوان مثال در فرانسه بيش از ۳۰۰۰ نفر ازگرما فوت کردن. خوب . تلوزيون ايران بارها اعلام کرد.خوب ...در ایران هم هر کسی بنا بر فراخور سوادش تحليلی کرد. يکی گفت : عذاب الهی است . يکی گفت چو فرانسويها در مبارزه با صذام ديکتاتور شرکت نکردند قهر الهی بود و.... اما تلوزيون ايران ۳ نکته مهم را نگفت :۱. در همين تهران خودمان در گرمای تابستان چند فرد پير فوت می کنند؟ ۲. جمغيت فرانسه ۳۴٪ فرد بالای ۶۵ سال دارد ۳.نقش کم کاری دولت فرانسه در اين تلفات چه بوده؟ دولت چه اقدامات پيشگيرانه می توانسته انجام دهد که نکرده؟

اميدوار

خلاصه اينکه : زلزله آمده .سوال اين است که آيا نظام نميتوانست با اقدامات پيشگيرانه اين تلفات را از ۵۰۰۰۰ به ۵۰۰ برساند .جواب مثبت است و اين تاسف من و شما را بيشتر ميکند !!!! به حساب خوذ برسيم قبل از اينکه به حساب ما برسند . .کار را دست کاردان بدهيم !!!آبروی اسلام را بخريم و اينگونه دل آقا را شاد کنيم .............

azim

آقای اميدوار من اصلا قصد نداشتم با شما بحث کنم ولی دو سه روز قبل يک سوال ايديولوژيک قشنگ از من پرسيدی که من را ساعتها به فکر برد آمدم جوابش را بدهم و خداحافظ شما... از من پرسيده بودی اگر خاک و نژاد به واسطه اجبار بودن آنها قابل افتخار نيستند و اين انديشه است که قابل افتخار است پس آيا من به پدر و مادرم افتخار می کنم يا نه؟جوابش ساده است اگر پدر و مادر من کافر باشند به آنها افتخار نمی کنم اگر پدر و مادر خودت خدای ناکرده با امام زمان مخالف با شند به آنها افتخار می کنی؟پس ديدی افتخار به پدر و مادر مشروط است به انديشه تو .البته افتخار کردن با ضرورت احترام به آنها متفاوت است. جان هر که دوست داری به ما گير نده بذار به امتحانامون برسيم.

اميدوار

عظيم ! درست را بخوان که از همه بيشتر به آدم تحصیلکرده نياز داريم ولی جون آقا اگه یه چیزی شدی خیلی از دست آخوندا حرص نخوری بری اونطرف آب .وقتی درست تمام شد حرفهای هم را بهتر ميفهميم . پس طبق تعريف تو هر چيزی اگه خوب باشه قابل افتخاره . حالا مومن کی گفته خاک ايران و زبان فارسی بده که نشه بهش افتخار کرد؟ من که به اونهام افتخار می کنم.

azim

گرفتی مارو؟ ايول بابا جون من هم همينو ميگم ميگم خاک ايران خود به خود قابل افتخار نيست و با هيچ جای ديگر دنيا فرق نمی کند آنچيزی که قابل افتخار است انديشه مردمانی است که روی آن زندگی کرده اند زبان فارسی چون زبان فارسی است قابل افتخار نيست چون برای فهميدن شعرهای مولاناو عطار و.. با يد آنرا بلد باشيم قابل احترام است . زبان عربی قابل افتخار است چون برای فهميدن قرآن با يد آنرا ياد بگيری زبان انگليسی قابل افتخار است چون زبان علم روز دنياست و گرنه هیچکدام از اين زبانها از خود ارزشی ندارند بلکه متون اند که به زبان ارزش ميدهند البته بگذریم از اینکه به اعتراف همه عربی از همه منظم تر و قانونمند تر است.

اميدوار

پس هر چيزی که انديشه ارزشمند پشتش است قابل احترامه !! آفرين . پس سيستمی که بتونه زيرساختی ايجاد کنه که يک زلزله ۷ ريشتری ۳ کشته بده با ارزش است( لا اقل در اين بعد) .حالا رسيذيم به اصل بحثمون ، که سيستم موجود انديشه ها را يا فراری ميده يا خاموش ميکنه و يا منجمد از اون نوعی که می خواهد . متاسفم !! در ضمن دوست من خاک ،زبان، پرچم و.... همه با ارزش و قابل احترام هستن به دليل اينکه سمبول يک ملت و انديشه های اونها هستن !! ما از اين سمبولها تو دين هم ذاريم .