جنبش غيردولتی-۱

اتحاديه انجمن هاي اسلامي مستقل دانشگاه ها به منظور درخواست تسريع روند پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات ايراني ربوده شده توسط گروه هاي صهيونيستي، تجمعي را در مقابل سفارت لبنان انجام داد. در مورد اين ديپلمات ها و ربوده شدن آن ها كم و بيش شنيده ايم. در اين مجال قصد بحث بر روي لزوم رسيدگي جدي به اين مساله مهمم و يا كوتاهي دولت هاي گذشته در اين امر را ندارم. همين كه مي شنويم رژيم صهيونيستي براي بازپس گيري اجساد چند تن از افسران خود حاضر به آزاد كردن ده ها اسير مي باشد، به اندازه كافي موضوع براي شرمساري داريم. اما آن چه من مي خواهم در مورد آن صحبت كنم، اثر حركت هاي خودجوش مردمي در سرعت بخشيدن به اين گونه امور است. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به جرات مي توان گفت كه پس از پشت سر گذاشتن سالهاي پر التهاب و بحراني اول انقلاب، ديگر هيچ گونه جركت مردمي و خودجوش در كشور ديده نمي شد. اين فرض كه در جمهوري اسلامي، مسؤولين تمامي تلاش خود را در جهت حفظ منافع ايران و اسلام انجام مي دهند باعث شد كه عموم مردم از انجام حركت هاي خودجوش خودداري كنند و حتي با توجه به سابقه ذهني خود، اين گونه حركت ها را اقدامي بر خلاف منافع نظام تلقي كنند.

در تمام وقايع و حوادث داخلي، منطقه اي و يا جهاني، شاهد بوديم كه حداكثر عكس العمل مردم، "حرص خوردن" و "انتظار كشيدن" بود تا سازمان تبليغات اسلامي طي بيانيه اي خواستار حضور مردم در خيابان ها شود و الحق هم مردم پاسخ مناسبي به اين درخواست مي دادند. اما اين امر همواره باعث وقوع يك تاخير زماني ميان وقوع حادثه تا عكس العمل مردم ايرانيان مي شد. به ياد بياوريم حمله آمريكا به عتبات عاليات و عكس العمل بسيار ديرهنگام مردم ايران را. آن هم در شرايطي كه شايد بتوان گفت نفس آن اقدامات و اهانت ها، ارزيابي نوع واكنش بزرگترين كشور شيعي جهان بود. وگرنه درمواردي چون حمله به عراق، حمله به افغانستان، ممنوعيت حجاب در بعضي كشورهاي اروپايي، كشتار مردم فلسطين و يا در سال هاي دورتر، نسل كشي مسلمانان اروپايي در يوگسلاوي سابق و اتفاقاتي از اين دست، تقريبا هيچ برخورد مردمي به موقعي در ايران صورت نگرفت.

همان طور كه عنوان شد، علت اصلي اين امر مربوط مي شد به اعتماد بيش از حد مردم به ارگان هاي دولتي و از سوي ديگر، تصور غلط در مورد اين كه شايد اينگونه حركت هاي خودجوش در تضاد با منافع و يا مصالح نظام مي باشد. همين ذهنيت ها باعث شد كه تقريبا هيچ تشكل سازمان دهي شده و داراي اسم و رسم معتبري غير از سازمان تبليغات اسلامي هم براي دعوت مردم به اين گونه تجمعات وجود نداشته باشد.

اين مساله باعث ايجاد يك پارادوكس در كشور شده بود. چرا كه ماهيت حكومتي اين سازمان باعث مي شد كه اولا در اتخاذ مواضع، بيش از اندازه به مصلحت هاي تعريف شده در نظام حكومتي توجه كند و در نتيجه تاخير زماني زيادي در اتخاذ تصميم مناسب صورت پذيرد و در ثاني؛ تمامي تجمعات انجام شده، رنگ و بوي حكومتي بودن گرفته و باعث شود به خصوص افرادي كه رابطه خوبي با نظام ندارند، در آن ها كمتر حضور يابند. ضمن اين كه در تبليغات رسانه هاي غربي نيز همواره بر حكومتي بودن اين تظاهرات ها تاكيد شود.

شايد بتوان آغاز مجدد حركت هاي خودجوش مردمي را يكي از دستاوردهاي مثبت دولت آقاي خاتمي دانست. هرچند كه متاسفانه شروع اين حركت ها و حتي علت اين آغاز، با همان ذهنيت غلط در مورد "بر خلاف منافع نظام بودن" حركت ها همخواني داشت، اما نفس شروع اينگونه حركت ها ارزشمند بود و همان طور كه انتظار مي رفت، به تدريج به مسائلي كشيده شد كه بيشترين منافع را براي نظام داشت.

در ابتدا، اين حركت ها با تجمعاتي عليه نظام و با شعارهايي چون برگزاري رفراندوم آغاز شد. حركت ها بدانجا كشيده شد كه حتي از سوي بعضي تشكل هاي دانشجويي، نامه هايي به سازمان ملل و يا ساير نهادهاي بين المللي چون ديده بان حقوق بشر زده شد و از آن ها درخواست حضور مستقيم در كشور و دخالت در امور داخلي كشور شد. در اين ميان، مخالفين نظام نيز فرصتي براي ابراز وجود يافتند و تجمعاتي را در قالب هاي گوناگوني مثل "روشن كردن شمع براي قربانيان حادثه 11 سپتامبر" برگزار كردند كه صرف نظر از نام تجمع، شركت كنندگان آن را سيف خاصي تشكيل مي دادند. شايد حوادث پس از 18 تير 78 را بتوان تلخ ترين تجربه اينگونه حركت هاي غيردولتي دانست.

دامنه اين حركت ها به انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم هم كشيده شد. تا جايي كه در اقدامي شگفت انگيز و يا شايد خنده دار، نمايندگان مجلس نيز به طور رسمي در موضع اپوزيسيون قرار گرفتند و دست به تحصن زدند كه هرچند با هيچ استقبالي در داخل مواجه نشد، اما به دليل بزرگي مساله، چشمان بيگانه را به سوي خود متوجه كرد.

در كنار اين حركت ها، به تدريج جريان هاي ديگري آغاز شد كه اقتدار بدون رقيب دولت را در عرصه هاي فرهنگي زير سوال مي برد. برگزاري جشنواره هاي فيلم و كتاب و ... (صرف نظر از حرف و حديث هايي كه در مورد نحوه تامين بودجه آن ها بر زبان هاست) پاياني بود بر جشنواره هاي بي رقيب "فجر" كه در آن ها، جوايز با معيارهايي تقسيم مي شد كه هيچ منافاتي (هرچند اندك) با جهت گيري نظام نداشته باشد و حتي در بعضي موارد، منافع دولتمردان خاصي را تامين كند. اين برنامه ها باعث شد كه جشنواره هاي فجر نيز بيشتر به خود بيايند و نگاه حرفه اي تري به مقوله هنر بنمايند.

اين حركت ها محدود به جريانات سياسي نبود. تشكل هاي غيردولتي وارد عرصه هايي شدند كه حكومت هيچ علاقه اي به ورود نداشت و مسكوت بودن آن ها را بيشتر مي پسنديد. جشنواره حيوانات خانگي را مي توان نمونه اي از اين دست قلمداد كرد.

تمامي اين حركت ها، تاييدي بود بر اين ذهنيت كه وقوع تجمعات غيردولتي، حركت هايي است برخلاف منافع و يا حتي عليه منافع نظام. اما شمشيري كه خاتمي آن را از نيام بيرون آورده بود، دو لبه داشت و به تدريج لبه دوم نيز برندگي خود را نشان داد.... (ادامه دارد)

***

ته مجاله: بعد از مدت ها سكوت، كه علت آن نداشتن حرف و يا نيافتن قالب بيان بود، برگشتم. البته با توپي پر. به شرطي كه باز هم حس و حال نوشتن (تايپيدن) از بين نرود.

/ 4 نظر / 10 بازدید
porazkhoda

سلام.ديدگاه جالبی بود ... موفق باشيد

...

بهتره قبل از تحليل کمی مطالعه کنيد. سطحی نگری موج ميزند تا جايی که اقدام نمايندگان را «خنده دار » تلقی کرديد. کاش ما قبل از نوشتن يک صفحه ۱۰۰ صفحه مطالعه ميکرديم.

آن چهار نفر

برادر عزیز از مطلبی که در مورد چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی نوشتید متشکرم با اجازه شما نوشته تان را در وبلاگ " آن چهار نفر " استفاده کردم. حتما به من سر بزنید منتظر پیشنهادات شما در زمینه پیگیری سرنوشت این چهار عزیز هستم

حسن

سلام.خيلی مطلبت طولانی بود.راستش رو بخوای نخوندمش.ولی ان شاءالله در آفلاين خواهم خواندش.کل وبلاگت رو.